مواجهه قدرت و قانون؛ مطالعه تطبیقی کاربست دکترین مسئولیت حمایت در بحران لیبی و سوریه
نویسندگان
doi
10.30495/pir.2020.679939چکیده
عرصه بینالملل همواره محل رقابت بازیگران دولتی بوده است. پس از جنگ جهانی دوم اراده جامعه بینالملل در راستای هنجارسازی و قانونسازی در سطح بینالمللی در قالب نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل شکل گرفت تا بحرانها و مسائل آن را به طرق مسالمتآمیز در قالب اقدام جمعی از سوی جامعه بینالملل حل کنند. با توجه به نیاز روزافزون به ضرورت توجه به حقوق بشر قوانین مدونی در این حوزه شکل گرفت که یکی از آنها اصل مسئولیت حمایت در واکنش به نقض حقوق بشر در رواندا، کوزوو و بوسنی بود. این اصل به عنوان واکنش به موقع و قاطع به اعمال خشونت از سوی شورای امنیت به نمایندگی از جامعه بینالملل تعریف شد. سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که: چرا دکترین مسئولیت حمایت در لیبی توسط شورای امنیت به کار گرفته میشود اما درخصوص سوریه این اتفاق روی نمیدهد؟ در پاسخ به این سوال، این فرضیه مطرح میشود که چنین به نظر میرسد: که اجماع قدرت-های بزرگ در کاربست دکترین مسئولیت حمایت در لیبی و عدم اجماع قدرتهای بزرگ در عدم کاربست این اصل در سوریه به غلبه قدرت بر قانون منجر شده است.