واکای نقش الگوهای فضایی بر میزان محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین (مطالعه موردی: شهر گرگان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، واحد آزادشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
3 استادیارگروه جامعه شناسی،واحدآزادشهر،دانشگاه آزاداسلامی،آزادشهر،ایران
4 دانشکده علوم انسانی ، گروه جامعه شناسی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر ، آزادشهر ، ایران
doi
چکیده
محرومیت اجتماعی ، فرآیندی چند بعدی است که در آن ضمن محدودیت در تحرک طبقاتی، فرصتهای مشارکت اجتماعی افراد محروم از بین می رود و به همبستگی جمعی آسیب وارد می شود. هدف این پژوهش واکای نقش الگوهای فضایی بر میزان محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش انجام تحقیق، آمیخته است که در بخش کمی در قالب مطالعه پیمایشی ، 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای و در بخش کیفی در قالب روش گرندد تئوری 15 نفر به صورت هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. در بخش کمی، ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و برای تبیین فرضیات از آزمون های همبستگی پیرسون، تی تست، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متاهل به لحاظ عوامل آموزشی و کالبدی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی، کالبدی و اجتماعی و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی، عوامل کالبدی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین در بخش یافته های کیفی، محرومیت اجتماعی تحت تاثیر مولفه های اغتشاش بصری، آلودگی صوتی، مسکن غیراستاندارد، بافت ناکارآمد و الگوهای فضایی نامناسب قرار دارد. نتیجه این که نگرش جامع به مسئله محرومیت اجتماعی از منظر جامعه شناسی و معماری، ضمن شناخت بهتر، زمینه حل مسئله و ارائه راهکارهای عملیاتی در حوزه مدیریت مسائل عمومی و تدوین الگوی مطلوب شهری را فراهم می کند.