تحلیل مؤلفه‌های شهر چابک در سکونتگاه غیررسمی شهرک باهنر مشهد: نقش حکمرانی، اقتصاد، جامعه و نوآوری

نویسندگان

1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

2 گروه جغرافیا، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

doi
چکیده

این پژوهش با هدف تبیین الگوی بومی شهر چابک در سکونتگاه غیررسمی شهرک باهنر مشهد انجام شد. هدف اصلی، تحلیل ابعاد چهارگانه حکمرانی، اقتصاد، جامعه و نوآوری به‌منزله مؤلفه‌های یک چارچوب مفهومی نوین با عنوان «شهر چابک ارگانیک» بود که توانایی این سکونتگاه‌ها برای انطباق پویا، پاسخ سریع و نوآوری در شرایط عدم قطعیت را شرح می‌دهد. در فاز کیفی، با ۳۴ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ساکنان کنشگر، معتمدان محلی و کارشناسان، داده‌ها گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی-استقرایی در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. در فاز کمّی، بر اساس یافته‌های کیفی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته طراحی و میان ساکنان شهرک باهنر با نمونه‌گیری خوشه‌ای  توزیع شد. داده‌های کمّی با استفاده از آزمون t تک‌نمونه‌ای، تحلیل همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل گردید.یافته‌ها حکایت از وجود یک ساختار چابک ارگانیک و خودجوش در محله مورد مطالعه دارد. چهار مؤلفه اصلی با میانگین‌های معناداری بالاتر از حد متوسط (۳) شناسایی شدند: حکمرانی چابک (میانگین: ۴.۱) با محوریت سرعت در حل اختلافات غیررسمی، اقتصاد چابک (۳.۹) مبتنی بر شبکه‌های مالی خودجوش و انعطاف‌پذیری شغلی، جامعه چابک (۴.۳) به عنوان قوی‌ترین مؤلفه با تکیه بر سرمایه اجتماعی و همیاری، و نوآوری چابک (۳.۷) متجلّی در راهکارهای کم‌هزینه و سازگاری فضاها. مدل معادلات ساختاری نشان داد جامعه چابک سنگ بنای سیستم است و رابطه تقویت‌کننده دوطرفه‌ای بین اقتصاد و نوآوری چابک برقرار است.مطالعه حاضر با معرفی الگوی «شهر چابک ارگانیک»، نشان داد که چابکی شهری می‌تواند ریشه در سازوکارهای اجتماعی، اقتصادی و حکمرانی غیررسمی داشته باشد و لزوماً متکی بر فناوری‌های پیچیده نیست. این یافته‌ها، ضرورت تغییر نگرش سیاستی از رویکردهای کمبودمحور و یک‌سویه به سمت شناسایی، تقویت و یکپارچه‌سازی هوشمند این ظرفیت‌های درونی با نظام برنامه‌ریزی رسمی شهری را تأکید می‌کند.