چالشهای عدالت فضایی در جامعهی شبکهای: بر مبنای نظریههای ادوارد سوجا و مانوئل کستلز
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز
doi
چکیده
از دهههای آخر قرن بیستم عصری در دانش و جریانها پدید آمد که از آن به عصر اطلاعات یا جامعهی شبکهای یاد میکنند. روشن است که در این بین عدالت فضایی به عنوان یکی از دغدغههای برنامهریزان در جامعهی شبکهای میتواند با چالشهای جدیدی روبرو شود، که پژوهش حاضر سعی دارد تا ماهیت و جایگاه عدالت فضایی را در جامعهی شبکهای به عنوان هدف مطالعاتی خود مد نظر قرار دهد. این پژوهش از نوع توسعهای بوده و در آن از ترکیبی از روش توصیفی-تحلیلی و روش فراتحلیل استفاده شده است. نتایج بدست آمده مبین آن است که با ظهور جامعهی شبکهای به دلایلی همچون تغییر در ماهیت عدالت فضایی و سیاسی-منطقهای شدن آن، کاهش نقش دولتها، افزایش قدرت نهادهای ملی و فراملی؛ عدالت فضایی با چالشهای عدیدهای روبرو میگردد. چالشهای عدالت فضایی در جامعهی شبکهای، از دو بعد چالشهای توزیعی و چالشهای ساختاری عدالت فضایی قابل تبیین است. از بعد چالش توزیعی، از آنجایی که عامل تعیینکننده دانش و کنترل ابزار تکنولوژی است، در حالت کلی اعضا به دو دستهی اعضای شبکه و محرومان از عضویت در شبکه تقسیم میشوند و نمود اصلی آن تفاوتهای فاحشی است که بین جوامع شهری و روستایی بوجود میآید و در صورتی که این مسأله حل نگردد، بی عدالتی فضایی را به صورت چالشی پایدار و بیشتر به صورت ماهیتی جدید با تمرکز بر مقیاس منطقهای بوجود آورده و به یک نوع امر سیاسی بدل میکند. در بعد دوم، یعنی چالش ساختاری عدالت فضایی هم، کارکرد و معنا دچار دوگانگی ساختاری شده و از سویی چون که قرارگیری قدرت تنها در دست دولتها نیست و کنشگران مختلف، در عرصهی جامعهی شبکهای هر یک به نفع خود عمل میکنند، برتری ریختشناسی اجتماعی بر کنش اجتماعی، عدالت فضایی را با چالش دیگری مواجه میگردد.