جایگاه فهم کنشگر ایرانی از مفاهیم قانون، قانون گرایی و قانون گریزی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ

2 کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
چکیده

امروز موضوع قانون گریزی در ایران به عنوان یکی از معضلات اجتماعی و فرهنگی قلمداد می شود. برای شناخت این پدیده در جامعه باید درک و فهم کنشگر را از قانون دانست،  طبق یافته های این بررسی که از روش تحقیق کیفی با رویکرد گراندد تئوری (نظریه مبنایی ) به دست آمده است، «ابهام در مفهوم قانون» (پدیده/ مقوله ی محوری) تشخیص داده شد و زمینه های ابهام در مفهوم قانون شامل «تداخل عرف (قوانین غیررسمی) در قانون»، «ابهام شرع (احکام دینی) با قانون»، «مقایسه با جوامع دیگر»، «تعدد مجاری قانون گذاری» و «رویه های زندگی خصوصی» می باشد. دو عامل «ویژگی های قانون» و «رفتار قانون گذاران و مجریان» (شرایط علّی) هستند که به گونه های مختلف منجر به ایجاد یا تشدید ابهام در مفهوم قانون می گردند. «رعایت قانون»، «دور زدن قانون»، «فرار از قانون»، «نافرمانی مدنی» و «گزینش عقلانی قانون»را به عنوان راهبردهای اتخاذ شده از سوی کنشگران در برخورد با ابهامات مذکورهستند. عواملی که سبب می شود راهبردهای کنشگران چنین روندی داشته باشد (شرایط مداخله گر) به دو دسته «عوامل اجتماعی» و «عوامل فردی» تقسیم می شوند. در نهایت، اتخاذ راهبردهای پیش گفته، پیامدهایی در پی دارد که آن ها را در دو عنوان «قانون گرایی» و «قانون گریزی» مقوله بندی کرده ایم.  با تغییر در شرایط، این راهبردها نیز تغییر می کنند تا پدیده را با توجه به مقتضیات کنش هایی که به اجرا درمی آورند، به سمت و سوی مورد نظر خود هدایت نمایند.