جنگ اوکراین و منطق بازدارندگی: ظرفیت مستمر تولید موشک و راهبرد روسیه در برابر ناتو
نویسندگان
doi
چکیده
جنگ اوکراین از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر به شمار میرود که تبیین آن نیازمند نگاهی فراتر از تحلیلهای صرفاً نظامی یا اقتصادی است. این مقاله با بررسی مبانی فکری سیاست خارجی روسیه، بهویژه جایگاه اوراسیاگرایی، نسبت آن با غرب و شکافهای ایدئولوژیک موجود در ساختار تصمیمگیری روسیه، میکوشد رفتار این کشور در جنگ اوکراین را در بستری گستردهتر تحلیل کند. سپس راهبرد ناتو و کشورهای غربی، سیاست تجهیز مجدد اروپا، تحول مفهوم بازدارندگی، وضعیت صنایع نظامی غرب، محدودیتهای تولید تسلیحات پیشرفته و اختلافات راهبردی میان اعضای ناتو مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، اختلاف دیدگاههای موجود در میان نخبگان سیاسی و امنیتی روسیه درباره نحوه مواجهه با غرب و همچنین تحولات میدانی جنگ تحلیل میشود. مقاله با نقد این دیدگاه که همکاری اقتصادی یا اتحادهای سیاسی بهتنهایی عامل تعیینکننده پیروزی در جنگهای معاصر هستند، استدلال میکند که عامل اصلی بازدارندگی و برتری راهبردی، برخورداری از ظرفیت پایدار و مستمر تولید صنعتی تسلیحات، بهویژه موشک، و توان تبدیل این ظرفیت به پیام معتبر سیاسی و نظامی است. بر این اساس، بازدارندگی نه صرفاً محصول انباشت سلاح، بلکه حاصل پیوند میان توان صنعتی، اراده سیاسی و انتقال باورپذیر هزینههای تقابل به طرف مقابل است.