بررسی تطبیقی نمونههایی از حکمت عملی در تمثیلهای حدیقۀ سنایی و مثنوی مولوی
نویسندگان
1 گروه زبان وادبیات فارسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
doi
چکیده
حکمت عملی عبارت است از علم به اینکه افعال بشر چگونه و به چه منوال خوب است و باید باشد و چگونه و به چه منوال بد است و نباید باشد. در حکمت عملی نقطه اتکا بیشتر بر اخلاق، تدبیر و تزکیه است و همه چیز به انسان محدود میشود و غیر انسان را شامل نمیشود و افعال اختیاری انسان ارزش والائی دارد و تلاش میشود که راههای چگونه بودن انسان نمایش داده شوند. در واقع حکمت عملی جامع بایدها و نبایدهایی است که به اخلاق، سیاست وتدبیر منزل برمیگردد. حکمت عملی ازآنجا که راهی برای رسیدن بـه سـعادت آدمی است، همواره مورد توجه بوده است. تعالیم اخلاقی، بخش عمدهای از مفهوم شعر بوده و شاعران نقش بارزی در نشرفضایل اخلاقی داشته و هر کدام به روشی خاص بدان پرداخته اند. تمثیل یکی از روشهایی است که شاعران عارف مسلک به خصوص سنایی و مولوی به طریق توصیف با استفاده از آن ذهن مخاطب را هدف قرار داده و از اینطریق مصادیق حکمت عملی را به عنوان چراغ پیش روی انسان برای تزکیه وترقی اخلاقی مطرح کردهاند. این پژوهش درصدد است تا به شیوۀ مقایسهای چند نمونه از مصادیق حکمت عملی، همراه با مشابهتها و تفاوتهای آنها رادر قالب تمثیل در حدیقه الحقیقه سنایی و مثنوی مولوی موردبحث و مقایسه قرار دهد. بررسیها نشان میدهدکه نظام اخلاقی سنایی بـر پایۀ دین استوار است اما مولانا، علی رغم پایبندی به شریعت، تاحد زیادی متاثر از اندیشههای صوفیانه اسـت و رویکردی عرفانی به مباحث اخلاقی دارد. سنایی برای طی طریقِ سعادت، چراغ عقل را برمی افروزد و علم و عمل را ارج می نهـد و مولانـا ضـمن بـه رسمیت شناختن عقل وعلم، عشق وتمسک به دامان ِپیر را راه صعود و سعادت میداند.