الگوهای چند سطحی و ارزیابی ناهمسانی و کارایی بودجه بین دانشگاههای منتخب

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

doi
چکیده

در این مقاله ناهمسانی و نابرابری مخارج سرانه بین دانشگاهها و مراکز آموزش عالی منتخب به منظور ارزیابی کارایی تخصیص اعتبارات با استفاده از روش الگوسازی چند سطحی و داده های برگرفته از قوانین بودجه تحلیل و ارائه شده است. نتایج به دست آمده نشان دادند که تفاوت معنی داری در ساختار مخارج سرانه دانشگاهها و مراکز آموزش ‎عالی وجود دارد که این ساختار روش الگوسازی را متأثر می ‎سازد. برآوردهای حاصل از الگوسازی چند سطحی نشان می دهند که بین 15 درصد ]در مورد گروه کشاورزی[ و 41 درصد ]در مورد گروه علوم پایه[ تغییرات الگوها به تفاوت ویژگیهای دانشگاهها مربوط می ‎شود که بخش زیادی از آن را باید به عدم کارایی نسبت داد. همچنین، برآوردهای تجربی مؤید این است که میزان ناهمسانی در ساختار مخارج سرانه بین دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در گروه هنر، علوم انسانی و اجتماعی کمترین و در گروه کشاورزی بیشترین است. علاوه بر وجود ساختار ناهمسان مخارج سرانه، نتایج نشان می دهند که روند تحول مخارج سرانه به قیمتهای ثابت سال 1370 کاهش داشته و میزان کاهش بین دانشگاهها و نیز بین گروههای آموزشی متفاوت بوده است. علی رغم وجود نابرابریهای زیاد، طی دوره 78-1370 نابرابری بین مراکز آموزشی مورد بررسی کاهش یافته است که می توان این تحول را در جهت بهبود و افزایش کارایی تخصیص منابع تعبیر کرد. با این حال، نتایج تحلیلهای چندسطحی نشان داد که هنوز تفاوت چشمگیری در مخارج سرانه دانشگاههای مورد مطالعه وجود دارد. تلاش برای توزیع عادلانه تر اعتبارات، به خصوص به منظور تشویق مراکز آموزشی با هزینه متوسط سرانه کمتر، سبب ارتقای کارایی مخارج آموزشی دولت خواهد شد.