بررسی و مقایسۀ شخصیت¬های تمثیلی حکایات مشترک الهی¬نامۀ عطار و مثنوی مولوی بر اساس نظریۀ خودشکوفایی آبراهام مزلو
نویسندگان
1 گروه علمی زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران
2 گروه علمی زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران
3 گروه علمی زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران.
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران.
doi
چکیده
عطار در الهینامه به مسائل عمیق عرفانی و اخلاقی توجه نشان داده است. روش او در گزینش حکایتهای عرفانی از سوی مولوی دنبال شده و شماری از حکایتهای الهینامه در مثنوی معنوی منعکس شده است. هر دو شاعر برای خلق شخصیت و تبیین آموزهها از تمثیل هم بهره بردهاند. مسائل مرتبط با شخصیتشناسی، علاوه بر متون ادبی در روانشناسی هم، مورد توجه قرار گرفته است. آبراهام مزلو روانشناسانی انسانگراست که در نظریۀ خودشکوفایی، تعریفی از شخصیت سالم ارائه داده و مؤلفههایی را برای آن برشمرده است. هدف پژوهش حاضر آن است که با کاربست شاخصههای نظریۀ مذکور، کیفیت شخصیتپردازی تمثیلی عطار و مولوی، در داستانهای مشترک الهینامه و مثنوی با استناد به منابع کتابخانهای و روش توصیفی- تحلیلی بررسی شود. تحقیق حاضر به این دلیل ضرورت مییابد که با توجه به دستاوردهای آن، امکان درک جهانبینی دو شاعر و وجوه اشتراک و افتراق شخصیتپردازی آنها آشکار میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد که ویژگیهای اصلی خودشکوفایی در شخصیتهای حاضر در الهینامه و مثنوی عبارتند از: «درک بهتر واقعیت و برقراری رابطۀ آسانتر با آن؛ مسألهمداری؛ حس همدردی؛ ساختار منشی مردمگرا؛ تشخیص بین نیک و بد». همچنین، عیسی، سلیمان (ع) و باد رمز و تمثیلی از انسانهای خودشکوفا هستند.