تحلیل تمثیلی مفهوم «امید رادیکال» در حکایات عرفانی«خوش خوش» و «نان» از مصیبتنامۀ عطار
نویسندگان
1 دانشيار گروه زبان و ادبيات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ايران. khorasani2004@iau.ac.ir
2 دانشجوي دكتري گروه زبان و ادبيات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ايران. z.reshadinejad@iau.ac.ir
3 استاد گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ايران. atamohammad.radmanesh@iau.ir
doi
چکیده
این پژوهش بر آنست که نشان دهد، تمثیل در مصیبتنامۀ عطار صرفاً ابزار روایت نیست، بلکه شیوهای معرفتی برای صورتبندی «امید رادیکال» یا «امید وجودی» است؛ امیدی که از دل انقطاع و شکست پدید میآید و بهجای انتظارِ بیرونی، بر «ایمان به امکان» تکیه دارد. پرسش اصلی تحقیق، تبیین این مساله است که عطار چگونه از سازوکارهای تمثیلی برای گذار سالک از امیدهای مجازی به امیدی وجودی بهره میگیرد و در ساختار حکایات چه نسبتی میان یأس، فنا و پیدایش امید برقرار میشود. هدف و ضرورت مقاله، در پیوند میانرشتهای نظریۀ امید رادیکال با عرفان کلاسیک فارسی و خوانش متنمحورِ مصیبتنامه است؛ پیوندی که بهصورت منسجم کمتر بررسی شده و به طور مشخص تا کنون در این زمینه کار نشده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و خوانش تمثیلیِ دو حکایت («خوشخوش» و «نان»)، نشان میدهد که نامگذاری نمادین، تکرار ذکر، اقتصاد روایی و جابهجایی افق معنا، منطق تولید امید را میسازند: در حکایت نخست، «ذکر اصیل» پس از فروپاشی تکیهگاهها به کنش معناآفرین بدل میشود؛ در حکایت دوم، «نان» بهعنوان شرطِ امکانِ معنویت، امید را از آرزو به برنامه بازچینش اولویتها منتقل میکند.در نتیجۀ این پژهش از افق عطار، امید رادیکال نه احساس خوشبینانه، بلکه سبک دیدن، گفتن و زیستن است که با انضباط ادراک، کنش زبانی هدایتگر و سامان معیشت قوام مییابد.