مدل ساختاری نقش واسطهای تنظیم هیجان منفی در رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با تجربه آشفتگی روانشناختی نوجوانان
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد. ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
4 دانشجوی دکتری،گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.30495/jinev.2021.1924267.2445چکیده
این پژوهش با هدف تعیین مدل ساختاری تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر تجربه آشفتگی روانشناختی از طریق تنظیم هیجان منفی در نوجوانان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی براساس معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر میاندوآب در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 4779 نفر بود. نمونه آماری پژوهش شامل 399 نفر از دانشآموزان بود که با استفاده از فرمول اسلووین به روش نمونهگیری خوشهای مرحلهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه، تنظیم شناختی هیجان و مقیاس آشفتگی روانشناختی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به وسیله نرمافزار Spss-26 و Amos-21 انجام شد. تحلیل دادهها نشان داد که مسیرهای مستقیم طرحوارههای ناسازگار اولیه به تنظیم هیجان منفی و آشفتگی روانشناختی و مسیر مستقیم تنظیم هیجان منفی به آشفتگی روانشناختی از نظر آماری معنیدار بودند (05/0>p). همچنین، مدل تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر آشفتگی روانشناختی از طریق تنظیم هیجان منفی (05/0>p) از برازش متوسطی برخوردار بود. بهطورکلی با توجه به یافتههای پژوهش میتوان مطرح کرد که طرحوارههای ناسازگار اولیه به عنوان ساختارهای شناختی منجر به تشکیل باورهای غیرمنطقی شده و با ایجاد و تشدید فرایندهای تنظیم هیجان منفی موجب بروز و تداوم آشفتگی روانشناختی در نوجوانان گردند.