بررسی کیفی ادراکات معلمان پیرامون مزایا، راهبردها و چالش‌های اجرای آموزش پاسخگو به فرهنگ برای بهبود عملکرد تحصیلی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید چمران اهواز. دانشکده علوم تربیتی. گروه علوم تربیتی

2 دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.71767/jinev.2025.1214846
چکیده

بی‌توجهی دیرینه به غنای تنوع فرهنگی و زبانی در نظام آموزشی ایران، چالشی اساسی است که پیامدهای عمیقی چون ژرف‌تر شدن شکاف‌های آموزشی و تقویت حس بی‌عدالتی در میان دانش‌آموزان را به دنبال داشته است. در این میان، رویکرد «آموزش پاسخگو به فرهنگ» که برآیند تجارب فرهنگی و زیستۀ دانش‌آموزان است، همچون راهبردی کلیدی و کارآمد برای دستیابی به عدالت آموزشی، جلوه‌گر می‌شود. پژوهش پیش رو، با هدف کاوش در تجربۀ زیسته و دریافت‌های معلمان دورۀ ابتدایی استان خوزستان از مزایا، راهکارهای اجرایی و موانع بنیادین در پیاده‌سازی این رویکرد تحول‌بخش، شکل گرفته است. این پژوهش با اتکا به روش پدیدارشناسی توصیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ معلم برگزیده (به شیوۀ نمونه‌گیری هدفمند) به گردآوری داده‌ها پرداخته است. تحلیل مضمون داده‌ها، ماهیتی سه‌گانه را در اجرای این رویکرد آشکار ساخت که در سه بعد مزایای تحول‌آفرین (شامل ارتقای خودکارآمدی حرفه‌ای معلمان و بهبود چشمگیر مشارکت و یادگیری دانش‌آموزان)، راهبردهای زمینه‌محور (مبتنی بر ایجاد پیوندی ناگسستنی میان محتوای درسی و بستر فرهنگی بومی و فراهم آوردن فضایی امن) و چالش‌های ساختاری و چندوجهی (بازتاب‌دهندۀ سرخوردگی معلمان در رویارویی با موانع نظام‌مند) پدیدار شد. یافته‌های این پژوهش نشانگر آن است که اجرای کارآمد «آموزش پاسخگو به فرهنگ»، بیش از آنکه حاصل تلاشی فردی باشد، نیازمند تحولی ساختاری و حمایتی فراگیر در زیربنای نظام آموزشی است. این امر، بازنگری در سیاست‌گذاری‌ها، طراحی مجدد برنامه‌های درسی با توجه به زمینه‌های بومی و توانمندسازی حرفه‌ای معلمان را ضروری می‌سازد تا گامی استوار به سوی کاهش نابرابری‌های آموزشی و تحکیم همبستگی اجتماعی برداشته شود