ارائه الگوی هژمونیک ایجاد تعارض منافعِ ذینفعان در شرکت‌هایی با مالکیت خانوادگی: ویژگی‌های نظریه کادیلوئیسم‌ها در حاکمیت شرکتی

نویسندگان

1 استادیار گروه حسابداری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 استادیار، گروه اقتصاد، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز،ایران

4 استادیار گروه حسابداری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
10.30495/jma.2023.21911
چکیده

این پژوهش با بسط نظریه کادیلوئیسم، به دنبال ارائه الگوی هژمونیک ایجاد تعارض منافعِ ذینفعان در شرکت‌هایی با مالکیت خانوادگی می باشد. در این پژوهش که از نظر روش شناسی توسعه‌ا‌ی و ترکیبی محسوب می‌شود، تلاش گردید تا با اتکاء به فرآیندهای تحلیل فراترکیب و دلفی در بخش کیفی پژوهش، اقدام به شناسایی مولفه‌های ساختارِ هژمونیک شرکت‌های با مالکیت خانوادگی از نظر ایجاد تعارض منافعِ با ذینفعان شود. سپس در بخش کمی از تحلیل رتبه بندی تفسیری و میک مک جهتِ شناسایی اثرگذارترین مولفه ی ساختارِ هژمونیک شرکت‌های با مالکیت خانوادگی از نظر ایجاد تعارض منافعِ با ذینفعان استفاده گردد. نتایج پژوهش در بخش کیفی پس از غربالگری محتواییِ ۱۰ پژوهش تأیید شده، از وجودِ ۷ مولفه‌ی ساختارِ هژمونیک شرکت‌های با مالکیت خانوادگی از نظر ایجاد تعارض منافعِ با ذینفعان حکایت داشت. این مولفه‌ها از طریق تحلیل دلفی مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج این بخش نشان داد هر ۷ مولفه مورد تایی قرار گرفتند. نتایج در بخش کمی پژوهش نشان داد، از مجموع تاثیرگذاری کلی مبتنی بر مقیاسه زوجی بین مولفه‌های پژوهش مشخص شد، درصدِ تاثیرگذاری مولفه‌ی عدم‌استقلال هیئت‌مدیره نسبت به بقیه مولفه‌های ساختارِ هژمونیک در شرکت‌های مالکیت خانوادگی بیشتر است، که به معنای آن است که جهتِ جاری سازی رویکردِ ساختارِ هژمونیک در شرکت‌های مالکیت خانوادگی در سطح شرکت‌های بازار سرمایه، افشاء اطلاعات مربوط به کارکردهای هیئت‌مدیره نسبت به سایر مولفه از اثربخشی بالاتری برخوردار است.