تحلیل میزان اهمیت ابعاد حکمروایی خوب بر ارتقاء ساختار مدیریتی شهرهای میانهاندام (مطالعه موردی: شهر میانه)
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران. *(مسوول مکاتبات)
2 دانشجوی دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.
3 استادیار گروه شهرسازی و معماری، واحد مراغه، دانشگاه آزاد اسلامی، مراغه، ایران
doi
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات شهری در ایران عمدتاً بر کلانشهرها متمرکز است و کمترین توجه به ساختار مدیریتی شهرهای میانی معطوف است. در این مطالعه ضمن پرداخت به این شکاف، سیاستها و شیوههای محرک رشد مدیریت شهری فراگیر، ایمن، انعطافپذیر و پایدار در شهرهای میانهاندام بررسی میشود. روش بررسی: پژوهش از لحاظ هدف، از نوع کاربردی می باشد که به روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی انجام گرفته است. حجم نمونه آماری با استفاده از نمونهگیری در دسترس، 30 نفر از اساتید و متخصصین مدیریت شهری با روش نمونهگیری هدفمند به انجام رسیده است. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد روش حداقل مربعات جزئی از نرمافزار Smart PLS جهت ارزیابی مدل مفهومی تحقیق استفاده شده است. یافته ها: تحلیل ضرایب مسیر مربوط به ۸ بعد مورد بررسی نشان میدهد که شاخص قانونمندی (745/0) بالاترین تأثیر و بعد از آن به ترتیب شاخصهای مسئولیتپذیری (684/0)، مشارکت (661/0)، عدالت (641/0)، شفافیت (529/0)، کارایی و اثربخشی (429/0)، پاسخگویی (356/0)، و سپس اجماع محوری (317/0) کمترین تأثیر را بر ساختار مدیریت شهری دارد بحث و نتیجه گیری: نظام برنامهریزی و ساختار مدیریت شهرهای میانی فاقد یک رویکرد منسجم و مشخص جهت ارائه چشمانداز آتی است که در درون انبوهی از بیبرنامگیها و ناکارآمدیها گرفتار شدهاند که با نهادینه کردن الگوی حکمروایی خوب شهری در نظام مدیریت و برنامهریزی که حرکت بهسوی مدیریت محلی است تا بتوانند در فرایندی پیوسته و ساختاری، آرام آرام به توسعه مطلوب دست یابند.