بررسی توسعه سیاسی در عصر مشروطه و دهه اول انقلاب اسلامی ( 57تا67)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران (نویسنده مسئول) (Email: Mketabi840@yahoo.com
2 دانشآموخته دکتری علوم سیاسی، واحد شهررضا، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
3 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی، واحد شهررضا، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
چکیده
توسعه نیافتگی سیاسی جامعه با پتانسیل های موجود یکی از مسائل اجتماعی سیاسی جامعه ایران است. چرا که با وجود ظرفیت ها، پتانسیل ها و توانمندی های جامعه، کشور ما از روند مناسبی برای توسعه سیاسی برخوردار نبوده است. توسعه زمانی می تواند آثار مثبتی بر جامعه داشته باشد که پایدار و موزون باشد. جهت حصول به توسعه پایدار باید از همة ظرفیت ها و پتانسیل های جامعه به شکل مطلوب استفاده کرد تا روند، ساختار و کارکرد توسعه سیاسی متناسب با شرایط و نیازهای جامعه باشد. با شناخت و آگاهی از ظرفیت ها و پتانسیل های جامعه، می توان برنامه ریزی مناسبی برای توسعه سیاسی کشور داشت. به نظر می رسد فضای سیاسی اجتماعی ایران از یک صد سال گذشته به این طرف، در مسیر توسعه سیاسی خود با چالش ها و موانع متعددی روبرو بوده است. در باب توسعه نیافتگی سیاسی در دوران مشروطه می توان به عواملی چون استعمار و امپریالیسم و زیاده خواهی بیگانگان در بعد خارجی و ناتوانی و بی کفایتی نظام سیاسی و مشکلات داخلی در بعد داخلی اشاره کرد. ایران در دوره مشروطه با وجود ثروت های هنگفت نفتی در طول سال های 1357 1340، به ویژه در اواخر این دوران، به واسطه بی توجهی به واقعیت های داخلی و خارجی نتوانست به توسعه سیاسی دست پیدا کند. زیرا الگوی توسعه کشور بیش از آن که متناسب با شرایط داخلی باشد، طبق ساختارهای کشورهای توسعه یافته تدوین گردید. جامعه انقلابی ایران در دهه اول انقلاب به خصوص با پایان یافتن جنگ تحمیلی با توجه به باورهای اسلامی و ضرورت های انقلابی و مطلوبیت های اجتماعی و حضور مردم در تمامی صحنه ها و مشارکت آنان در ابعاد سیاسی و اجتماعی به عنوان یک عامل مهم، توسعه سیاسی را آغاز کرد. پرسش اصلی مقاله این است که عوامل مؤثر بر عدم شکل گیری توسعه سیاسی در دوران مشروطیت و توسعه سیاسی نسبی در دهه پس از انقلاب اسلامی چه بوده است و دراین مدت توسعه سیاسی چه فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته و با چه چالش هایی مواجه بوده است؟ فرضیه تحقیق نیز به شرح زیر است: فقدان آگاهی سیاسی و عدم بلوغ فکری توده مردم( بی سوادی، محدودیت در انتخاب کردن و انتخاب شدن، مشارکت سیاسی منفعلانه، فقدان فضایی برای مخالفت) در دوران مشروطه و آگاهی و بلوغ نسبی مردم و گسترش فعالیت های انتخاباتی و افزایش رقابت و مشارکت سیاسی فعالانه همه جانبه آنان در انقلاب اسلامی ( به ویژه دهه نخست انقلاب) از عوامل تاثیرگذار و فراز و فرودهای دو دوره می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد و دو دوره مشروطه و دهه اول انقلاب اسلامی در زمینه توزیع قدرت و توسعه سیاسی توصیف و تحلیل می شود.