نوآوری و تحول در برنامهریزی درسی فلسفه و نقش آن در خلاقیت هنری دانشآموزان دوره دوم ابتدایی
نویسندگان
1 علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قرآن و حدیث قم
2 دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
3 گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
4 دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
چکیده
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی آموزش فلسفه و نقش آن در خلاقیت و تفکر هنری دانشآموزان دوره دوم ابتدایی است. رویکرد پژوهش به صورت کمّی بوده، و روش تحقیق شبهآزمایشی از نوع پیشآزمایش، پسآزمایش و گروه کنترل میباشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پایه ششم ابتدایی دخترانه ناحیه (4) شهر قم بود، که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. نمونه آماری دو کلاس بود که یک کلاس به شیوه خاص (گروه آزمایش: 30 دانشآموز) و کلاس دیگر به شیوه سنّتی (گروه کنترل: 30 دانشآموز) تحت آزمون شاپیرو- ویلک و آزمون لون قرار گرفتند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. دادههای پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرمافزار آماری spss نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آموزش فلسفه در مدارس ابتدایی دوره دوم منجربه بهبود سطح سه بعد از خلاقیت هنری یعنی کنجکاوی و جسارت، الگوبرداری و ایدهپردازی و نوآوری دانشآموزان شد. اما برای بعد تخیل و زیباییشناسی، چنین اثری مشاهده نگردید. همچنین سطح ابعاد تفکر هنری دانشآموزان یعنی دقت هنری، پرسشگری هنری، ابراز وجود و نگرش هنری، بهرهمندی از تخیل، نوآوری و خلاقیت هنری، به دنبال آموزش فلسفه ارتقاء یافت. نتایج آزمون فرضیه اصلی نشان داد آموزش فلسفه در مدارس ابتدایی دوره دوم منجربه بهبود سطح خلاقیت و تفکر هنری دانشآموزان میشود.