تحلیلی در معماری بومی با تأکید بر روش زندگی ساکنان به منظور ارتقاء همگنی ادراکی در محیط انسان ساخت بومی (نمونه مورد پژوهش: بافت قدیم بوشهر)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 استادیار گروه معماری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران (نویسنده مسئول)
doi
چکیده
معماری بومی بارویکردهای متفاوتی مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی مسئله محور به معماری بومی در مقیاس میانه (محله) به منظور ارتقاء همگنی ذهنی و ادراکی مخاطبان از محیط انسان ساخت بومی می پردازد. در ابتدا مفاهیم و روش های مطالعه معماری بومی مورد ارزیابی قرار گرفته و در ادامه مفاهیم روش زندگی انسان با وجوه آشکار و پنهان خود به عنوان مهمترین متغیر همگنی ادراکی بررسی شدند. برای تبیین پدیده همگنی ادراکی و ذهنی مخاطبان از محیط مصنوع، چهارچوب نظری تحقیق بر اساس ارتباط بین محیط انسان ساخت بومی به مثابه سیستم استقرار فعالیت وروش زندگی انسانی با بهره گیری از نظریات آموس راپاپورت و دیگر متخصصین و تایید 15 متخصص دانشگاهی، تدوین و نتایج آن مورد مداقه قرار گرفت. با تکیه بر روشی کیفی با رویکردی توصیفی و تحلیلی، مفاهیم و فاکتورهای نظری تبیین و با انتخاب هدفمند معماری بافت بومی شهر بوشهر به عنوان نمونه موردی، مفاهیم مذکور مورد بررسی قرار گرفتند. برای این منظور به پژوهش های انجام گرفته در این زمینه (مطالعات کتابخانه ای و اینترنتی شامل کتب، مستندات، مقالات و تحقیقات سایر پژوهشگران داخلی و خارجی) مراجعه گردید.از نتایج ارتقاء همگنی ادراکی در محیط، افزایش پیشبینی پذیری فردی وکاهش فشارهای روانی، تقویت مکانیسم های دفاعی و روانشناختی و فرهنگی و... وضوح هویت مکانی، افزایش امکان خود کنترلی، بهره گیری از قوانین و کنترل های غیر رسمی نسبت به قوانین رسمی، مشارکت و برقراری ارتباط نزدیک، انعطاف پذیری، حمایت های متقابل در زمان تغییرات فرهنگی،کاهش فشارهای محیطی، گروه های فرهنگی، رضایتمندی سکونتی گروه های مهاجر می باشد.