بررسی رابطه بین مصرف رسانه با رفاه واقعی و آرمانی شهروندان
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشكده علوم انسانی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
2 دانشجوي دكتراي تخصصي جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، دانشكده علوم انسانی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
3 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشكده علوم انسانی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
4 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشكده علوم انسانی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
doi
چکیده
هدف اساسی این پژوهش بررسی رابطه بین مصرف رسانه با رفاه واقعی و آرمانی است. چارچوب نظری پژوهش حاضر نظریه تلفیقی از چند دیدگاه شامل نظریه «خویشتن و تجربه در جهان رسانه ای» تامپسون و نظریه بوردیو و گیدنز و کارل مانهایم» هستند. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طرح نمونهگیری مدون در بین شهروندان مناطق روستایی و شهری ازنایی انجام یافته است. طرح نمونهگیری پژوهش تلفیقی از نمونه گیری خوشهای و طبقهبندي نامتناسب است و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 392 نفر برآورد شد اما جهت اطمینان از افت نمونه تعداد 400 نفر انتخاب شد و به این تعداد پرسشنامه توزیع شد. نتایج نشان میدهد در میان مولفههای (رفاه اقتصادی و معیشتی، بهداشتی و درمانی، کار و اشتغال، آموزشی، آزادیهای فردی، حقوق سیاسی، امنیت، رسانهها و ارتباطات تفریح و سرگرمی) در متغیر رفاه واقعی، بالاترین میانگین به مولفه بهداشتي و درماني و پایین ترین به مولفه امنیت، رسانهها و ارتباطات و درباره رفاه آرمانی، بالاترین میانگین به مولفه اقتصادي و معيشيتي، و پایین ترین به مولفه امنیت، رسانهها و ارتباطات اختصاص یافته است. همچنین نتایج نشان دهنده رابطه معنادار بین سه متغیر مصرف رسانه ای، رفاه آرمانی و رفاه واقعی است. نتایج آزمون رگرسیون تک متغیر نشان دهنده تاثیر رفاه واقعی و مصرف رسانهای بر رفاه آرمانی است. در نهایت نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد، 37 درصد از تغییرات رفاه آرمانی شهروندان ازنایی را میتوان از طریق متغیرهای مصرف رسانهای و رفاه واقعی تبیین کرد.