ضرورت مداخله‌ی اجتماعی در چالش‌های صنعت برق ایران و کارکردهای علوم اجتماعی برای مواجهه با آن

نویسندگان

1 استادیار گروه پژوهشی مدیریت و علوم اجتماعی، پژوهشکده مطالعات سیاستگذاری و حکمرانی، پژوهشگاه نیرو، تهران، ایران

doi
چکیده

ورود علوم اجتماعی و کاربست آن در ایران به بخش انرژی به طور عام و صنعت برق به طور خاص، جریانی نوپا قلمداد می‌شود. چالش‌ها و مسائلی در این بخش‌ها وجود دارد که سازوکارهای فنی و بوروکراتیک به تنهائی نتواسته‌اند در رفع و یا بهبود آنها مؤثر باشند. اتخاذ رویکرد اجتماعی برآمده از دستاوردهای علوم اجتماعی گام نوآورانه‌ای در مواجهه با شرایطی از این دست است. از این رو ما در این پژوهش به بررسی چالش‌های صنعت برق که به مداخله اجتماعی نیاز دارند و کارکردهای این علم در رویارویی با این چالش‌ها پرداخته‌ایم. روش‌شناسی پژوهش به صورت مطالعه موردی کیفی بوده که نظرات خبرگان حکمرانی صنعت برق و علوم اجتماعی با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌عمیق، گردآوری و با روش تحلیل تماتیک (مضمونی)، تحلیل شده است. براساس یافته‌ها خبرگان صنعت برق به چالش‌هایی در تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری، مدیریت طرح‌های توسعه‌ای، مخاطرات، مصرف و خدمات مشترکین اشاره می‌کنند که نیازمند مداخله‌ی اجتماعی هستند. در مقابل خبرگان علوم اجتماعی نیز دستاوردهایی را در علوم اجتماعی مانند تقویت ادراک اجتماعی و نقّادی در حکمرانان و مردم، شناخت زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، تسهیگری و جلب مشارکت عمومی، متقاعدسازی و پذیرش و ایفای بهتر مسئولیت اجتماعی نام می‌برند که امکان مواجهه با این چالش‌ها را دارد. وجود شرایطی مانند تغییر نسبی نگرش در حکمرانی صنعت برق نسبت به کاربست علوم اجتماعی و نیز شکل‌گیری پارادایم علوم اجتماعی انرژی، بستر مناسبی در این زمینه می‌باشد.