مروری بر عشق به مقصد گردشگری: مفاهیم مدیریتی برای کسبوکارهای گردشگری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه ریاضی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.30495/jomm.2023.69332.1969چکیده
امروزه برندسازی برای مقاصد گردشگری و جلب توجه و ایجاد عشق و علاقهی گردشگران به این مقاصد یک استراتژی برای مقاصد گردشگری محسوب میشود که نقشی حیاتی در عملکرد مدیریت مقصد، جهت گسترش فرصتهای گردشگری آنها و متمایزسازی مقاصد نسبت به رقبا و در نهایت دستیابی به مزیت رقابتی میباشد. از اینرو با توجه به اهمیت گردشگری که تأثیر زیادی بر محیط، فرهنگ و اقتصاد دارد برقراری پیوند عاطفی قوی گردشگر با مقاصد گردشگری میتواند در جذب گردشگر و در نتیجه افزایش درآمد و توسعه پایدار ناشی از صنعت گردشگری بسیار تأثیرگذار باشد. عشق به مقصد پدیدهای است که توسط گروهی از بازدیدکنندگان راضی تجربه میشود و بازدیدکنندگان راضی نیز تبدیل به گردشگران وفادار میشوند و از این طریق چندین هزینه را کاهش میدهند. از آنجا که امروزه اهمیت این سازه به عنوان یک موضوع نوظهور برای دانشگاهیان و متخصصان افزایش یافته است، لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی سیستماتیک ادبیات مقالات فارسی و لاتین مربوط به عشق در حوزه مطالعاتی گردشگری و مهماننوازی و مطالعه تطبیقی و کتابشناختی موضوعات اصلی، متغیرهای مختلف مشاهده شده و ترسیم یک تصویر واضح و جامع از پدیده عشق به مقصد گردشگری و همچنین ارائه مفاهیم مدیریتی و برنامههای کاربردی برای کسبوکارهای گردشگری میباشد. این بررسی دیدی عمیق به سیاستگذاران و برنامهریزان فعال در کسبوکارهای گردشگری و مهماننوازی ارائه میدهد.