تبیین رابطه خسارتهای جانی سرقت با نگرش به ترس و ناامنی شهروندان بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی جهاد دانشگاهی مشهد
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان
3 استادیار جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان
doi
چکیده
بخش اعظم شناخت انسان از محیط بر اساس سوابق یادگیریاش است.سرقت از انحرافات اجتماعی پرتکرار است که با تحمیل خسارتهای جانی موجب شکلگیری ترس و ناامنی در شهروندان می شود. در این تحقیق به تبیین رابطه خسارتهای جانی سرقت با نگرش به ترس و ناامنی شهروندان بر اساس نظریه یادگیری پرداختهشده است. این تحقیق از نوع مطالعات کمی و توصیفی از نوع پیمایشی است که به شیوه ی همبستگی اجرا شده است. جامعه آماری شامل همه شهروندان استان خراسان شمالی است که نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 384 نفر بهدست آمد و پرسشنامه محققساخته به روش طبقهای متناسب با حجم توزیع شد. روایی پرسشنامه مورد تایید چند تن از متخصصان و خبرگان این حیطه قرار گرفت و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ به میزان 82/. تائید شد. دادهها با استفاده از نرمافزار اس.پی.اس.اس نسخه 18 تحلیل شد. بر اساس نتایج مشاهده شد از نظر شهروندان خسارتهای جانی ناشی از سرقت در معابر و اماکن، جیببری و سرقت منزل به ترتیب به نسبت سایر سرقتها بیشترین رابطه را با نگرش ایشان به ترس و ناامنی دارند. از آنجا که تنها 8.6 درصد پاسخگویان مورد سرقت قرار گرفتهاند؛ بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی اینطور استنباط میشود که مکانیزمهای دیگری مانند مشاهده و تقلید بهجز تجربه مستقیم سرقت، تعیین کننده نگرش به ترس و ناامنی ایشان بوده است از این رو پیشنهاد می شود جهت طراحی برنامههای مداخلهای برای ارتقا امنیت اجتماعی علاوه بر اجرای طرح های پیشگیری از جرم می توان از مکانیزمهای مشاهده و تقلید مثبت بهره گرفت.