آینده‌پژوهی سیاستگذاری هنر در نهادهای حاکمیتی ایران در افق 1420 ه. ش. با روش تحلیل ساختاری اثرات متقابل

نویسندگان

1 استادیار دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)؛

2 استادیار دانشکده هنر، دانشگاه بین‌المللی سوره، ایران؛

3 استادیار دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران؛

4 استادیار گروه نقاشی، دانشکده تجسمی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران؛

doi
10.22034/mr.2023.15266.5462
چکیده

آینده‌پژوهی با ژرف‌اندیشی سهم بزرگی در کاهش خطاهای تخمینی در ساحت‌های گوناگون و کاهش غافلگیری‌های استراتژیک نهادهای حاکمیتی در آینده دارد. در عرصه سیاستگذاری هنر نیز عدم‌ قطعیت‌ها در شبکه‌ای از رویدادها، روندها و متغیرها، محیطی مملو از حلقه‌های بازخورد پیچیده و بغرنج ایجاد می‌کند که روش‌های برنامه‌ریزی سنتی مبتنی‌بر پیش‌بینی‌های قطعی تصمیم‌سازان را نسبت به آنچه در واقعیت رخ می‌دهد به چالش می‌کشد. در این مقاله تلاش می‌شود با تحلیل تأثیرات متقابل، احتمال تأثیر یک رویداد بر رویدادی دیگر پیش‌نگری شده و به این پرسش محوری پاسخ داده شود که اصلی‌ترین پیشران‌ها و عدم‌ قطعیت‌های کلیدی در تحلیل آینده‌پژوهی سیاستگذاری هنر در نهادهای حاکمیتی ایران در افق 1420 ه.‌ش. چیست؟ پژوهش حاضر از نوع هدف، کاربردی بوده و به شیوه کمّی انجام شده‌ است. اطلاعات لازم به شیوه کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری شده و با روش نظریه داده‌بنیاد چندگانه برپایه فراترکیب و بهره‌گیری از تحلیل اثرات متقابل در نرم‌افزار میک‌مک با تشکیل ماتریس 15 در 15 مورد بررسی قرار ‌گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اصلی‌ترین پیشران‌ها که بالاترین تأثیرگذاری را بر سایر متغیرها دارد؛ «کنشگری هنرمندان»، «نظارت و مداخله‌گری و لغزندگی سیاستگذاری ارزشی»، «آموزش هنر»، «هنر و فناوری‌های نوین» و «هنر مورد حمایت دولت» است که از میان آنها دو مورد «کنشگری هنرمندان» و «نظارت و مداخله‌گری» به‌علت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالا، عدم‌ قطعیت کلیدی است و به‌عنوان شاخص ناپایداری بر دیگر مؤلفه‌های ماتریس تأثیر می‌گذارد. همچنین «آموزش هنر» به‌عنوان تسهیلگر قرار دارد.