چالشهای ژئوپلیتیکی موثر بر سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز جنوبی
نویسندگان
1 گروه جفرافیا، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
2 گروه جفرافیا، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
3 گروه جفرافیا، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
doi
10.48308/esrj.2025.106604چکیده
مقدمه جنوب قفقاز که شامل ارمنستان، آذربایجان و گرجستان میشود، منطقهای از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی بالایی برخوردار است. این منطقه که در تقاطع اروپا، آسیا و خاورمیانه قرار دارد، به عنوان یک کانون کلیدی نفوذ برای ایران عمل میکند. روابط تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی بین ایران و جنوبی قفقاز بر اهمیت این رابطه در محاسبات سیاست خارجی تهران تأکید میکند. طی دهههای گذشته، ایران با دشواریهایی در تقویت موضع فعال خود در جنوب قفقاز مواجه شده و اغلب به سیاستهای واکنشگرا یا منفعل روی آورده است. این چالش ناشی از چندین عامل ژئوپلیتیکی است که توانایی ایران را در اجرای مؤثر سیاست خارجی خود در این منطقه مختل میکند. مسائل کلیدی شامل درگیریهای درونمنطقهای، مانند اختلاف دیرینه قرهباغ، نقشهای غالب قدرتهای منطقهای مانند ترکیه و روسیه و همچنین دخالت فزاینده بازیگران خارجی، از جمله ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چین میباشد. افزون بر این، مسائل اقتصادی، اختلافات مرزی و موانع جغرافیایی، دشواریهای ایران را در این منطقه تشدید میکند. چنین دینامیکی محیطی رقابتی را ایجاد میکند که در آن منافع کلیدی ایران - از جمله امنیت انرژی، پایداری مرزی و نفوذ منطقهای - بهطور مکرر بهوسیله بازیگران پرقدرتتر آسیب میبیند. مواد و روشها این مطالعه یک روش پژوهشی مبتنی بر جمعآوری و تجزیه و تحلیل آماری نظرات کارشناسان در مورد چالشهای پیش روی ایران را اتخاذ کرد. با توجه به پیچیدگیهای حاضر، روش دلفی برای این تحقیق مناسبترین گزینه تشخیص داده شد. این تکنیک پیشبینی سوبژکتیو به طور خاص برای جمعآوری دادههای سودمند در زمینههای مبهم و نامشخص، همانند چشمانداز ژئوپلیتیکی جنوب قفقاز، مؤثر است و بهطور خاص برای پیشبینی چالشها مورد تأیید قرار دارد - که یکی از اهداف اصلی این مطالعه به شمار میآید. فرآیند دلفی یک رویه تکراری و سیستماتیک است که در آن سوالات در مراحل مختلف به یک پنل کارشناسی ارائه میشود تا به یک توافق گروهی معتبر دست یابد. پنل کارشناسی منتخب شامل متخصصان در زمینههای ژئوپلیتیکی و امور قفقاز جنوبی بود که به دلیل تجربه و موقعیت خود، انتظار میرفت بینشهای ارزشمندی در مورد این مطالعه ارائه دهند. مشارکتکنندگان تماس گرفته شدند و نرخ پاسخدهی بسیار رضایتبخش بود. اگرچه دیگر گروهها میتوانستند در این مطالعه درگیر شوند، انتخاب ۱۵ کارشناس برای آغاز این تحقیق اکتشافی انجام شد. نرخ ترک کردن در طول فرآیند تنها ۷ ٪ بود که به طور قابل توجهی کمتر از نرخهای معمول در مطالعات منتشر شده است (معمولاً بین ۲۰٪ تا ۳۰٪متغیر است) و خطر تحریف نتایج نهایی را به حداقل میرساند. نتایج و بحث یافتهها نشان میدهد که سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی بهطور قابل توجهی از سه دسته اصلی چالشهای ژئوپلیتیکی محدود شده است: دینامیکهای درونمنطقهای، نفوذ قدرتهای منطقهای و مداخلات بازیگران خارجی. عوامل درونمنطقهای شامل درگیریهای قومی و سرزمینی مداوم، بهویژه درگیری قرهباغ بین ارمنستان و آذربایجان است که بهطور تاریخی به بیثباتی در این منطقه انجامیده و روابط دیپلماتیک ایران را پیچیده کرده است. این درگیریها به یک محیط ژئوپلیتیکی چندپاره منجر میشود که در آن همراستایی ایران با یک کشور، ممکن است روابطش با کشورهای دیگر را دچار مشکل کند و به این ترتیب ظرفیت آن برای اجرای یک استراتژی منطقهای متعادل محدود شود. علاوه بر این، نفوذ قدرتهای منطقهای - بهویژه ترکیه و روسیه - مانع بزرگی برای آرزوهای ایران است. ترکیه از طریق روابط فرهنگی با آذربایجان موقعیت خود را تقویت کرده و سرمایهگذاریهای اقتصادی گستردهای انجام داده و در همکاریهای نظامی نیز مشارکت کرده است، که بهویژه در طی درگیریهای قرهباغ در سال ۲۰۲۰ مشخص بود. از سوی دیگر، روسیه با بهرهگیری از تسلط تاریخی و حفظ پایگاههای نظامی در منطقه، تسلط قابل توجهی بر دینامیکهای اقتصادی و امنیتی دارد. تحلیل دلفی نشان داد که ۷۸٪ از کارشناسان بر نفوذ قدرتهای منطقهای به عنوان بزرگترین چالش تأکید کردهاند، سپس درگیریهای درونمنطقهای (۶۵٪) و مداخلات فرامنطقهای (۵۲٪) قرار دارند. بازیگران خارجی مانند ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چین از طریق پروژههای انرژی، همکاریهای امنیتی و سرمایهگذاریهای زیرساختی، حضور خود را در قفقاز جنوبی گسترش دادهاند - که بهویژه، ابتکار کمربند و جاده چین مورد توجه است. چنین مداخلاتی بهطور مکرر ایران را به حاشیه میرانند که با محدودیتهایی به دلیل تحریمهای بینالمللی و موانع سیاسی داخلی مواجه است. نتیجهگیری نتایج این پژوهش نشان میدهد که چالشهای آتی در روابط ایران با کشورهای منطقه قفقاز جنوبی ماهیتی ژئوپلیتیکی داشته و عمدتاً ناشی از تعدد و تنوع مسائل و بازیگران موثر در منطقه به علاوه کنش و برهم کنش مسائل پیچیده ژئوپلیتیکی است که نقش مهم و موثری در ابهام و انفعال سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه داشته است.