بررسی کارکرد گفتمانهای بوممحور در رمان منگی نوشتهی ژوئل اگلوف
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، گروه زبان فرانسه دانشکدهی ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه سوربن نوول-پاریس 3، پاریس، فرانسه
doi
10.22059/jor.2021.324937.2165چکیده
محیطزیست به عنوان عنصری کنشمند در ادبیات زیستمحیطی مشاهده میگردد و یادآور کهنالگوها و حافظه تاریخی انسانها میباشد، انسان خود جزئی جداییناپذیر از یک زیستمحیط طبیعی است. بر خلاف نقد اکوکریتیک که تبدیل به رشتهای تخصصی در ادبیات شد، نقد اکوپوئتیک با سایر علوم نظیر زبانشناسی، جانورشناسی، جامعه شناسی، انسانشناسی، روانشناسی و غیره آمیخته شد و ابعاد جدیدی در مطالعات ادبی گشود. بررسی رابطه انسان و محیطزیست باعث شد تا به نقش انسان در افزایش و یا کاهش آسیبهای زیستمحیطی توجه بسیاری شود. بازتاب این امر در حوزه ادبی موجب ظهور گفتمانهای جدیدی در جهت حفظ محیطزیست شد. زیر شاخههای نقد بومگرا نظیر زبانشناسی زیستمحیطی، به زبان به شکل عمل و رفتار اجتماعی با متغیرهای فرهنگ، هویت، طبقه اجتماعی، جنسیت و بسط گفتمانهای اجتماعی پردخت و سبب تغییر نگرش و رفتار انسان ها نسبت به محیطزیست شد. گفتمان زوپوئتیک به تصاویر ادبی حیوان در متون ادبی و تعامل انسان/حیوان توجه نشان داد و گفتمان اکومدرنیسم با بیان نقش فنّاوری در تخریب و احیای محیطزیست، بارهای معنایی جدیدی در گفتمانهای بوممحور آشکار نمود. اگلوف در منگی، با استفاده از تصاویر مربوط به آلودگی و کشتار حیوانات به نقش انسان و مدرنیته در تخریب محیطزیست اشاره دارد. ما با تکیه بر نقد بومگرا و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، کارکرد گفتمانهای بوممحور در بازتاب ایدئولوژی جامعه را بررسی خواهیم کرد.نتایج نشان از تولید گفتمان مخاطره در برابر ضعف گفتمان حفاظت از محیطزیست دارد. منگی بستری برای شکلگیری گفتمانهای جدید در جهت بسط نگاه انتقادی و ارتقای فرهنگ زیستمحیطی است.