مشروعیت قطع اقدامات حمایتی از بیماران مبتلا به مرگ مغزی در فقه اهل سنت
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد علوم اسلامی، بیرجند، ایران. (نویسنده مسؤول)
2 دانشیار، رییس مرکز تحقیقات حقوق و اخلاق پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری رشته حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22037/mfj.v10i35-34.26103چکیده
مرگ مغزی اصطلاحی پزشکی و به معنی توقف غیر قابل برگشت کلیه اعمال مغزی است. از آنجا که در قواعد حقوق اسلامی، واقعیت مرگ و حیات، موضوع حکم شرعی قلمداد شده، احراز مرگ مغزی در جهت رعایت حدود الهی حائز اهمیت مینماید؛ فقیهان معاصر اهل سنت دیدگاههای مختلفی در اینباره بیان داشتهاند که به سه گروه موافقان و مخالفان مرگ مغزی و گروه بینابین تقسیم میشوند. برخی از فقیهان، مرگ مغزی را از جهت حرمت نفس انسانی و بر اساس اصولی، چون اصل استصحاب و ملاحظه عرف عام، مرگ مسلم ندانسته و به دنبال آن جداکردن دستگاههای احیاکننده از بیمار و برداشت اعضای او را جایز نمیدانند، ولی گروه دوم، مرگ مغزی را از باب فقدان حیات انسانی و بر اساس نظریه کمیسیون پزشکی که همان عرف خاص است، مرگ مسلم و جداکردن دستگاههای احیا از بیمار و برداشت اعضای او را جایز میدانند و برخی دیگر مرگ مغزی را یکی از مصادیق مرگ قطعی میدانند، ولی از جهت برخی احکام فقهی ـ حقوقی فرد دچار مرگ مغزیشده را در حکم میت به شمار نمیآورند.