جایگاه دیپلماسی اقتصادی در بهبود تصویر ملی و ارتقای قدرت نرم چین (رهیافتهایی برای جمهوری اسلامی ایران)
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی؛
2 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی و راهبردی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران؛
3 دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و اقتصاد، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق (ع) (نویسنده مسئول)؛
doi
10.22034/mr.2023.5685.5368چکیده
قدرت نرم، توان ایجاد تبعیت از طریق اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی و تأثیر غیرمستقیم بر دیگر کنشگران جهانی فارغ از منابع سخت قدرت همچون توان نظامی، محدودیتهای جغرافیایی و تحریمهای اقتصادی است که بهطور روزافزون مورد توجه کنشگران و تحلیلگران بینالمللی قرار دارد. ارائه تصویر و برند ملی ازجمله عوامل اصلی در قدرت نرم است که خود از اثرات جانبی و گاه نتایج مستقیم دیپلماسی اقتصادی کشورها محسوب میشود. پرسش اصلی آن است که چگونه رابطهای میان تقویت ابعاد دیپلماسی اقتصادی که بهمعنای بهرهجویی دوسویه میان سیاست خارجی و اقتصاد کشورهاست با بهبود تصویر ملی و بهتبع آن، ارتقای قدرت نرم آنها وجود دارد؟ ازاینرو هدف پژوهش حاضر، واکاوی و تحلیل جایگاه دیپلماسی اقتصادی در بهبود تصویر ملی و ارتقای قدرت نرم با تکیه بر نمونه چین بوده است. بررسی تجربه دیپلماسی اقتصادی چین با روش مطالعه موردی و رویکرد توصیفی-تحلیلی نشان میدهد که این کشور ازجمله نمونههای موفقی است که با طراحی و پیادهسازی گونهای پویا و مؤثر از تنوعبخشی تجاری، سرمایهگذاریهای مستقیم و مشترک خارجی با اولویت کشورهای درحالتوسعه و حوزههای زیرساختی و فناوری پایه، تقویت گردشگری، اعطای کمکهای توسعهای، مدیریت جریان مهاجران و خلق ابتکارات منطقهای و بینالمللی اقتصادی توانسته است تا بهطور چشمگیری علاوه بر کسب منافع مستقیم اقتصادی و سیاسی، تحولی اساسی در وضعیت قدرت نرم بهوجود آورد. این رویکرد و نتایج حاصل از آن در تجربه چین تا حد بسیاری در تدوین راهبردها، سیاستها و اتخاذ اقدامهای مقتضی برای جمهوری اسلامی ایران قابل بهرهبرداری است.