اخلالِ افساد فیالارض محور در نظام اقتصادی کشور
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران؛
2 استادیار گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسنده مسئول)؛
3 دانشیار گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران؛
doi
10.22034/mr.2024.15219.5458چکیده
سالها مفسدان کلان اقتصادی براساس قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور به مجازات اعدام محکوم میشدند، اما با توجه به عدم شناسایی حد مستقلی با عنوان «افساد فیالارض» در قانون، همواره این پرسش محل تأمل حقوقدانان بود که عنوان افساد مذکور از کجا به ماده (2) این قانون، راه یافته است. تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 1392 و تفکیک دو عنوان حدی «محاربه» و «افساد فیالارض» موجب شد تا بار دیگر این پرسش مطرح شود که چه کسانی مصداق این حکم هستند و با چه معیاری میتوان به شناخت مصادیق حکم افساد فیالارض همت گمارد؟ لذا با توجه به قوانین موجود، بررسی این پرسش که اگر اخلال در نظام اقتصادی کشور بهحد افساد فیالارض برسد، دادرس باید به کدام قانون استناد کند؟، نقطه آغازی است که ما را به این پرسش مهمتر رهنمون میکند که تعریف پسینی قانونگذار از حد افساد فیالارض، چه آثاری در قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور دارد؟ روش پژوهش در پاسخ به این پرسش کلیدی، توصیفی ـ تحلیلی است و از ابزار کتابخانه برای گردآوری مطالب استفاده شده است. یافتههای پژوهش حاکی است چون قانون مجازات اسلامی و حد افساد فیالارض مذکور در آن مطابق با اصل چهارم قانون اساسی منطبق با موازین اسلامی است، تخصیص آن با مواد دیگر امکانپذیر نیست؛ ازاینرو در هریک از جرائم مستوجب اعدام قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور، دادرس به احراز ارکان مادی و معنوی حد افساد فیالارض موضوع ماده (286) قانون مجازات اسلامی ملزم است و این بازتعریف بیضابطه افساد گام مؤثری در برونرفت رویه قضایی از چالشهای قبلی بهشمار نمیآید.