تحلیل جغرافیایی مفهوم «محل خدمت» و آثار آن در حقوق اداری ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران؛

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران (نویسنده مسئول)؛

3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی- تصمیم‌گیری و خط‌مشی‌گذاری عمومی، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران؛

doi
10.22034/mr.2023.15192.5438
چکیده

مفهوم «محل خدمت»، از عبارات رایج در حقوق اداری است که در قوانین و مقررات استخدامی تحت این عنوان یا عناوین محل جغرافیایی خدمت، محل کار و نیز محل خدمت جغرافیایی و ... به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به آن پرداخته شده یا آثار آن بر سایر احکام قانونی دیده می‌شود. بااین‌حال عبارت «محل خدمت» تعریف قانونی مشخصی ندارد و مقنن بیشتر از آنکه بخواهد این عبارت را معنا کند، آثار و نتایج آن را در سایر عبارات و احکام قانونی به‌کار برده است. بر همین اساس در مقام اجرا، رویه‌ها متفاوت و حتی متشتت و ماحصل متعرض به ایجاد نظام اداری صحیح می‌‌شود. از‌سوی‌دیگر «محل» مفهومی جغرافیایی محسوب می‌شود که تلاقی آن با عبارت «خدمت» آمیزه‌ای از جغرافیا و حقوق و ارتباط معنادار آنها را در این گسترده شکل می‌دهد. در این مقاله که با روش توصیفی-‌تحلیلی تدوین شده تلاش می‌شود تا ضمن ارائه تحلیل جغرافیایی مفهوم «محل خدمت» و متفرعات آن، آثار آن بر حقوق اداری ایران و مناسبات منبعث از آن بحث و بررسی شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که عدم تعریف مشخص از عبارت «محل خدمت» در قوانین، ضمن ایجاد تشتت در رویه‌های اجرایی، موجد آثاری متعرض به حقوق کارکنان و نیز مخل به استقرار نظام صحیح اداری شده است.