اثربخشی آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان متوسطه دوم در درس شیمی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فرهنگیان
2 هیات علمی
doi
10.48310/pma.2025.18402.4656چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری روی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در درس شیمی متوسطه و تحلیل اثرات آن بر انگیزه و درک مفاهیم پایهای شیمی میپردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری همه دانشآموزان رشته تجربی کوهدشت هستند برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای محققساخته استفاده شد که روایی آن با تحلیل عاملی تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.863 برآورد شد.یافتهها حاکی از آن است که آموزش معکوس تأثیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارد (سطح معنیداری = 0.05). برای تحلیل دقیقتر تأثیر آموزش معکوس، از آزمون ویلکاکسون استفاده شد و نتایج نشان داد که مقدار Z-Score برابر5.123- بوده و سطح معنیداری 000/0 است که این نتیجه بیانگر تفاوت معنادار در نمرات پیش و پس از اجرای آموزش معکوس است و نشان دهنده افزایش انگیزه و بهبود درک مفاهیم پایهای شیمی است. ضریب همبستگی اسپیرمن برای انگیزه 0.604 و برای درک مفاهیم 0.662 بود که هر دو به طور معنا دارند ( 0.05). نتایج به وضوح نشان میدهد که استفاده از آموزش معکوس در محیطهای آموزشی نهتنها به بهبود معنادار در عملکرد تحصیلی دانشآموزان منجر میشود، بلکه میتواند بهعنوان یک روش مؤثر برای ارتقاء کیفیت آموزش در دروس پیچیده مانند شیمی بهکار رود. تأثیر مثبت آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری بر بهبود یادگیری و انگیزش دانشآموزان، مبنایی را برای توسعه روشهای نوین آموزش ترکیبی فراهم می آورد که آموزش به این سبک به طور چشمگیری بر کیفیت آموزش و عمق یادگیری افزوده و بهعنوان یک روش مؤثر مورد استفاده قرار گیرد.