روابط ساختاری راهبردهای خودتنظیمی و آگاهی فراشناختی با انگیزش تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیاز به شناخت
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه ارومیه
2 دانشیار دانشگاه ارومیه
doi
10.48310/pma.2025.14896.4264چکیده
هدف: انگیزش یکی از مهم ترین سازههای روانشناختی مورد مطالعه روانشناسی تربیتی است که بر تمام ابعاد عملکرد تحصیلی یادگیرندگان تاثیر می گذارد و از متغیرهای شناختی متعددی تاثیر می پذیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری راهبردهای خودتنظیمی و آگاهی فراشناختی با انگیزش تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیاز به شناخت در دانشآموزان متوسطه دوّم شهر همدان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیۀ دانشآموزان متوسطه دوّم (همه پایهها) شهر همدان در سال تحصیلی 1401-1400 را دربرمیگرفت. از این جامعه 449 نفر بعنوان نمونه، بر اساس تعداد سازههای اصلی تعیین، و با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. چهار پرسشنامۀ استاندارد خودتنظیمی بوفارد، آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون، انگیزش تحصیلی والراند و پرسشنامه نیاز بهشناخت کاسیوپو و پتی برای جمعآوری دادهها بکار رفتند. در نهایت، دادههای پژوهش از طریق مدلسازی معادلات ساختاری و با نرمافزار Amos تحلیل شدند. یافتهها:یافتههای پژوهش حاکی از معناداری اثر مستقیم متغیّرهای راهبردهای خودتنظیمی، آگاهی فراشناختی و نیاز بهشناخت بر انگیزش تحصیلی و اثرغیرمستقیم راهبردهای خودتنظیمی بر انگیزش تحصیلی با میانجیگری نیاز به شناخت بود. افزون براین، مدل مفهومی برازندگی نسبتأ مطلوبی با دادهها نشان داد. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای حاصل میتوان نتیجه گرفت، با استفاده از روشهای آموزشی ارتقای خودتنظیمی، آگاهی فراشناختی و نیاز به شناخت در دانشآموزان، میتوان انگیزش تحصیلی را بهبود بخشید.