آثار نامطلوب جایگزینهای مجازات حبس بر تئوری بازدارندگی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان؛
2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان (نویسنده مسئول)؛
doi
10.22034/mr.2023.5730.5407چکیده
از اوایل قرن هجدهم مجازات زندان اندکاندک جای مجازاتهای بدنی وحشتناک را گرفت و خود را بهعنوان مجازاتی مفید، منصفانه، بازدارنده، اصلاحکننده، چارهپذیر و از همه مهمتر عاری از خشونتهای رایج آن زمان به دستگاه عدالت کیفری عرضه داشت. امروزه راهبرد اصلی نظام دادگستری بر آن است تاجاییکه امکان دارد از تعداد زندانیان بکاهد. اما بهجای بهرهگیری از سیاست جنایی افتراقی و اجتناب از جرمانگاریهای بیحاصل، تنها دست به زندانزدایی و مجازاتپنداری زده است. با این فرض که پیامد زیانبار چنین اقدامی، متزلزل شدن پایههای حقوق جزا و بیخاصیت شدن اثر ارعاب و بازدارندگی کیفر است و از این جهت نهتنها دورنمایی که برای حبسزدایی ترسیم شده انتظاری دست نیافتنی خواهد بود، بلکه این استراتژی موج تکرار جرائم و افزایش پدیده بزهکاری در آینده را نیز بهدنبال خواهد داشت. با این وجود، پرسشی که در ذهن میشود آن است که آیا هدف از بهکارگیری راهبرد جایگزین زندان، اصلاح مجرمان و بازاجتماعی کردن آنان است یا هدف دیگری دنبال میشود؟ در این نوشتار، به شیوه توصیفی علاوه بر پاسخ به این پرسش، تأثیر پارادوکسیکال جایگزینهای مجازات حبس و نهادهای ارفاقی بر تئوری بازدارندگی مورد تحلیل قرار گرفته است.