تحلیل ساختاری روایت در علوم اجتماعی

نویسندگان

1 گروه مطالعات اجتماعی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، ایران

doi
10.22059/jsal.2026.386977.666348
چکیده

تحلیل روایت روش و رویکردی در تحلیل داستان‌های ادبی است که پس از چرخش زبانی، از ادبیات وارد علوم اجتماعی شده و برای تحلیل معانی فرهنگی به کار می‌رود. تحلیل روایت انواعی دارد و به شیوه‌های مختلف دسته‌بندی شده است. در یکی از دسته‌بندی‌ها تحلیل روایت به چهار دسته تحلیل مضمونی، تحلیل ساختاری، تحلیل تعاملی و تحلیل نمایشی دسته‌بندی می‌شود. از منظر تحلیل ساختاریِ روایت، معنا در جهان انسانی از طریق منظم شدن چیزها در قالب داستانی ساخته می‌شود. قالب داستانی یعنی قالبی که در آن عناصر، از یک وضعیت اولیه به سمت یک پایان حرکت می‌کنند. نظریه‌ی ساختاری روایت تلاش می‌کند انواع قالب‌های داستانی را شناسایی و شیوه‌های مختلف معنایابی عناصر در این قالب‌ها را تحلیل کند. نظریه‌ی ساختاری روایت از تحلیل متن‌های مختلف از قبیل داستان‌های عامیانه (در کار ولادیمیر پراپ)، داستان‌های ادبی (در کار اینگرید گرماس) یا خاطره‌های واقعی (در کار ویلیام لباو) بسط یافته است. با این حال می‌توان الگوهای تحلیل ساختاری روایت را برای تحلیل هر وضعیتی به کار گرفت. متون مختلف از قبیل گزارش‌های خبری، روایت‌های تاریخی، متون حقوقی، مصاحبه‌های عمیق و غیره می‌توانند به روش تحلیل روایت مطالعه شوند.