تحلیل تئوریک شبکههای قدرت در نظام بینالملل
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده علوم پایه، دانشگاه افسری امام علی (ع)، تهران، ایران
2 استادیار روابط بین الملل سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه افسری امام علی (ع)، تهران، ایران
3 استادیار گروه علوم پایه دانشکده فارابی
4 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه عالی دفاع ملی
doi
چکیده
در یک دهه اخیر نظام بینالملل وارد دوران گذار ژئوپلیتیک جدیدی شده است که یکی از مهمترین ویژگیهای آن شبکهای شدن روابط قدرت است. این پژوهش با روش تحلیل کیفی تغییر پارادایم هندسه و ساختار قدرت از قطبهای قدرت به شبکههای قدرت را برای نظم پیش روی جدید موردبررسی و تحلیل قرار داده است. یافته پژوهش نشان میدهد، ساختار نظم جدید جهانی آینده ضمن خارج شدن از روابط خطی بین قدرتها و پیچیده و چندبعدی شدن آن، بر اساس شبکههای بههمپیوسته قدرت خواهد بود که در آن قدرتهای مرکزی مناطق در زمینههای مختلف (اقتصادی، امنیتی، تکنولوژیک و...) بهعنوان هابِ شبکهی منطقهای نقش اصلی را در روابط قدرت ایفا میکنند و آنها نیز در سطح کلانتری به ابر شبکه (ابرهاب) های جهانی متصل خواهند بود. بر این اساس، نظام بینالملل شامل تعداد بیشماری از پیوندهای بههمپیوسته و متقاطع است که باهم در قالب شبکههای مختلف قدرت تحولات جهانی را شکل میدهند. بر اساس منطق شبکههای قدرت، جایگاه کشورها در ساختار نظام بینالملل در مرحله توزیع قدرت، نه بهصورت سنتی و خطی بلکه بر اساس میزان و تعیینکنندگی آنها در شبکههای مختلف قدرت تعیین میشود. با توجه به اینکه خود بازیگران در شبکهها سازماندهی شدهاند، شبکههای جهانی از طریق برنامهنویسی و سوئیچینگ بر روی سایر شبکهها اعمال قدرت میکنند و بر همین اساس الگوی رقابت و همکاری در نظم شبکهای شکل میگیرد.