واکاوی سه اثر از مجموعه داستانهای نیکولاکوچولو بر پایهی نظریهی «خوانندهی درون متنِ » ایدن چمبرز
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2021.320519.2124چکیده
نظریهی«خوانندهی درون متن» ایدن چمبرز به عنوان یکی از شاخصترین نظریههای حوزهی نقد ادبیات کودک و نوجوان در پی آن است تا در هر اثر، به بررسی میزان کوشش و موفقیّت مؤلّف در به رسمیت شناختن کودک و نوجوان در مقام خواننده و در لابه لای صفحات کتاب بپردازد. چمبرز برای شناخت خوانندهی نهفته در متن و ویژگی های او، توجه به هر اثر و تحلیل آن را بر پایهی چهار مؤلفهی«سبک، زاویه دید، طرفداری و شکاف های گویا» ضروری دانسته است. از شاخصترین کتابهای داستانی کودک در سالهای اخیر که مکرّراً ترجمه و به چاپ رسیده مجموعه داستان های نیکولاکوچولو از«رنه گوسینی» نویسندهی فرانسوی است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با ارائهی شواهد مثال از متن فرانسه، به بررسی سه جلد از این مجموعه داستان« نیکولا کوچولو و دوستان»، «نیکولا کوچولو و زنگ تفریح» و«نیکولا کوچولو دچار دردسر میشود»که متشکّل از45 داستان است پرداخته است. حاصل آنکه در میان فرایندهای چهارگانهی نظریهی مذکور، به ترتیب دو عنصر«طرفداری» و«سبک» به علّت قدرت منحصر به فرد نویسنده در طنزپردازی، شگرد شخصیّت پردازی ملموس، جانبداری از جهان کودکی و بهرهمندی از کلمات ساده پر رنگتر است. سپس «زاویه دید» اول شخص که باعث تولید ساختارهای زبانی و واژگانی یکسان، ثبات در لحن و یکپارچگی در سراسر داستانها شده و بعد عنصر«شکاف های گویا» که باعث میشود با طرح سؤال در ذهن مخاطب او را به دنبال ادامهی ماجرا برای کشف پاسخ بکشاند کارکرد بیشتری داشته است.