همگرایی منطقهای ایران و سازمان همکاری شانگهای
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری و مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا؛
2 دانشیار گروه بازرگانی خارجی، پژوهشکده توسعه بازرگانی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی؛
3 دانشیار گروه بازرگانی خارجی، پژوهشکده توسعه بازرگانی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی (نویسنده مسئول)؛
doi
10.22034/mr.2023.5527.5257چکیده
سازمان همکاری شانگهای با محوریت چین در ابعاد اقتصادی، سرمایهگذاری و تجاری جایگاه پویا و روبهرشدی در اقتصاد بینالملل دارد و با عضویت کامل ایران در سازمان، منافع قابلتوجه غیراقتصادی، اقتصادی و تجاری متقابل میتواند بههمراه آورد. مطالعه حاضر در راستای ارائه پاسخ به این پرسشهاست که از عملکرد گذشته و دورنمای تجارت درونمنطقهای و فرامنطقهای سازمان همکاری شانگهای و جایگاه ایران چه ارزیابی میتوان کرد؟ و آیا با گذشت دو دهه از شکلگیری سازمان و الحاق تعدادی از کشورها و افزایش اعضا، تغییر و تحولات تجاری آنها ناشی از اثر ایجاد تجارت بوده است یا انحراف تجارت؟ هدف اصلی مقاله، ارزیابی کارآمدی و موفقیت همگرایی اقتصادی اعضای سازمان همکاری شانگهای و ایران است. برای این منظور، دو معیار عمده همگرایی منطقهای «همگونی و تجانس شاخصهای اقتصادی» و «درجه همگرایی تجارت» برای سازمان همکاری شانگهای و اعضای آن طی دوره 20۲۰-2000 مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان میدهد طی دوره مورد مطالعه، شکاف و دامنه پراکنش درآمد سرانه برای برخی کشورها روبهکاهش و برای برخی دیگر روبهافزایش گذاشته است و همگونی و تجانس شاخصهای توسعه برای تمامی اعضای سازمان در بلندمدت رخ نداده است. همچنین، افزایش سهم تجارت درونمنطقهای سازمان و ایران همسو با توسعه تجارت بینالملل آنها نبوده و توسعه و تعمیق تجارت درونمنطقهای نهتنها به توسعه تجارت بینالملل ایران منجر نشده، بلکه به انحراف تجارت نیز انجامیده است. تحلیل نتایج حاکی است که عدم توسعه تجارت درونمنطقهای ناشی از ساختار تجاری ضعیف ایران است و هماکنون امکان توسعه تجارت درونمنطقهای و همگرایی ایران با سازمان ضعیف بهنظر میرسد. البته با توسعه و ارتقای ساختار اقتصادی-تجاری ایران، امکان بهرهگیری از منافع همگرایی فراهم میشود.