تغییر در ابژه‌های نسلی مادران و دختران؛ پدیدارشناسی گذار نسلی از "بازی فعال" به "سرگرمی در شبکه‌های اجتماعی"

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی توسعه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران

2 دانشیار گروه مطالعات زنان و خانواده، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (نویسنده مسئول)، تهران، ایران

3 استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
10.22034/bmsp.2024.461927.2036
چکیده

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های گذار نسلی، تغییر در ابژه‌های نسلی است. مطابق با این دیدگاه، هر نسلی ابژه‌های خاص خود را دارد و همین امر می‌تواند شاخصی برای نشان‌دادن تفاوت و گذار نسلی باشد. در این تحقیق، این تفاوت نسلی ناظر به تجربۀ دوران کودکی مادران و دختران است. هدف اصلی در این مقاله، بررسی پدیدارشناختی تحولاتی است که تجربۀ زیستۀ مادران و دختران را از نظر نوع بازی‌های کودکانه از یکدیگر متمایز ساخته است. روش این تحقیق از نوع کیفی و رویکرد پدیدارشناسی است. جامعۀ آماری این پژوهش را مادران و دختران ساکن در شهر تهران و نمونۀ آماری آن را ۳۰ مادر و دختر ساکن در سه محلۀ نظام‌آباد، نازی‌آباد و کوی بیمه در شهر تهران تشکیل می‌دهند که از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌های این تحقیق نیز ازطریق مصاحبه و گفت‌وگو با مادران و کودکان به‌دست آمده است. مطابق با یافته‌های این پژوهش، یکی از مهم‌ترین نقاط تفاوت نسلی بین مادران و دختران، تغییر در "بازی" و "سرگرمی"هایی است که هر یک در دورۀ کودکی خود تجربه کرده‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد چگونه بازی فعال کودکانه در نسل جدید، تبدیل به نوعی سرگرمی منفعلانه در میان آنان شده است؛ به‌نحوی که سرگرم‌شدن در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، جایگزین تعاملات کودکانه شده است. از منظر آسیب‌شناختی، گذشته از فقر ارتباطی و روحیۀ انزواطلبی، چرخش از بازی‌های فعال کودکانه به وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی، سبب اختلال در جامعه‌پذیری کودکی و قرارگرفتن کودکان در معرض اطلاعات و اخباری می‌شود که می‌تواند برای آن‌ها مشکل‌آفرین باشد.