درسهایی از خصوصیسازی شرکتهای دولتی در ایران مطالعه موردی شرکتهای قطارهای مسافربری رجا، ایران ایرتور، کشت و صنعت هفت تپه و آلومینیوم المهدی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری توسعه اقتصادی و برنامهریزی، دانشکده علوم اقتصادی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)؛
2 دانشیار دانشکده علوم اقتصادی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره) (نویسنده مسئول)؛
3 دانشآموخته دکتری اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران؛
4 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)؛
doi
10.22034/mr.2023.5407.5162چکیده
هدف از این مقاله ارزیابی درسهای خصوصیسازی در ایران است. برای این منظور، از روش مطالعه موردی استفاده شده و چهار شرکت «قطارهای مسافربری رجا»، «ایران ایرتور»، «کشت و صنعت هفتتپه» و «آلومینیوم المهدی» مورد بررسی قرار گرفته است. ایده اصلی مطالعه این است که گذار به نظام بازار فرایندی سیستمی است و قابل تقلیل به واگذاری مالکیت از شرکتهای مادر تخصصی دولتی به مالکان غیردولتی نیست. دلالت یافتههای پژوهش برای موفقیت خصوصیسازی این است که: ۱. در طبقهبندی شرکتهای دولتی توجه به ماهیت و کارکردهای شرکت مهمتر از قرار داشتن یا نداشتن نام شرکت یا فعالیت آن در صدر اصل چهلوچهارم قانون اساسی است؛ ۲. همکاری سازمان خصوصیسازی و شرکتهای مادر تخصصی ذیربط بهتر از تقابلی است که در قالب بند «۱» ماده (18) قانون اجرای سیاستهای کلی اصل چهلوچهارم قانون اساسی پیشبینی شده است؛ ۳. «افزایش تعهدات شرکتها» در مرحله واگذاری (نظیر تحمیل نیروی کار به شرکت) باید جرمانگاری شود؛ ۴. هیئت واگذاری به فصلالخطاب واگذاریها ارتقای جایگاه پیدا کند و ۵. در شیوههای اجرایی واگذاری (نظیر صدور واگذاری مصوبه قبل از قیمتگذاری، صدور فراخوان واگذاری بدون حصول اطمینان از شفافیت صورتهای مالی، عدم احراز اهلیت حرفهای برای مدیران شرکتهای استراتژیک و بزرگ مقیاس که بهصورت بلوکی واگذار میشوند) بازنگری شود.