بررسی مفاهیم هویت و شدن در رمان "همه‌چیز از هم می‌پاشد" اثر چینوآچه‌بهاز منظر تئوری دلوز

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

2 گروه زبان انگلیسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

3 گروه زبان انگلیسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

doi
10.22059/jor.2022.331132.2209
چکیده

هدف این مقاله بررسی دگرگونی دو نسل در پذیرش یا عدم‌پذیرش تغییر است. این مقاله بر آن است تا تفاوت شخصیت‌های داستان در تاثیر پذیری از تغییر و شدن و انطباق نسل‌ها در مواجهه با تغییرات بنیادین فردی و هویتی را با خوانشی منطبق بر تعاریف ژیل دلوز از "شدن" ، مورد نقد و بررسی قرار دهد. مقاله پیش رو رمان " "همه‌چیز از هم می‌پاشد" " نوشته چینوآچه‌به را که سراسر کارزار درگیری و تقابل دو نسل در پذیرش یا عدم پذیرش تغییر، چرایی و چگونگی آن، در سرزمینی به شدت سنتی و استعمار زده مورد پژوهش قرار داده است. ژیل دلوز از مهم‌ترین فیلسوفان پساساختارگرای معاصر است که اندیشه‌های او معرف زدودن هرگونه ساختار و مرکزیت است. دلوز "شدن" را انقلابی می‌داند که انسان را به زندگی جدید و تفکر جدید وا می‌دارد. لذا با توجه به ماهیت رمان و فضای تقابل و تضادی که بر شخصیت‌های آن حاکم است و همچنین خوانش دلوزی آن، دو رویکرد عدم تغییر یا فردگرایی با پذیرش تغییر یا قلمروزدایی در جدال هستند. رویکرد فردیّت هر نوع سلسه مراتب را از بین می‌برد و وجود هیچ اصل متعالی را برای تبیین هستی نمی‌پذیرد. خلاف آن، رویکرد قلمروزدایی هستی را یک ساختار ناشناخته می‌داند که باید کشف شود.

کلیدواژه‌ها