سایههای فراموشی: کاوشی در دلایل و پیامدهای خشونت علیه سالمندان
نویسندگان
doi
10.22034/jscc.2026.22914.1245چکیده
زمینه و هدف: شواهد جمعیتی حکایت از حرکت و گذار جوامع به سوی سالمندی دارد و با افزایش جمعیت آنها، خشونت علیه سالمندان بهعنوان یک معضل اجتماعی پیچیده نیازمند توجه، اقدام مؤثر جهت پیشگیری و یافتن راهکار برای مقابله با خشونت است. درحالیکه جامعه ایرانی نیز به سوی افزایش تعداد سالمندان میرود، هدف پژوهش حاضر گردآوری اطلاعات برای تبیین علل، و یافتن راهحلهای مورد نیاز در این زمینه است. روش و داده ها : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون به بررسی خشونت علیه سالمندان پرداخته و به این منظور به استخراج و طبقهبندی ادبیات مرتبط با موضوع پرداخته است. در این راستا، کلیدواژههای مرتبط در بانکهای اطلاعات علمی جستجو و در نهایت ۵۶ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته ها: یافتههای پژوهش در چهار مقوله اصلی شامل "بسترسازهای مهم، "گونههای خشونت"، "صداهای گمشده" (نادیدهانگاری صدای قربانیان) و "پیامدهای اجتماعی" دستهبندی و در نهایت منتج به یک مقوله هسته با عنوان "سایههای فراموشی" تجمیع شدهاند. مفهوم سایه نماد سالمندانی است که گرچه واقعیت آنها مملو از چالشهای بیشمار است اما نشانهای از درد و رنج آشکار در آنها مشاهده نمیشود و فراموشی، نماد بیتوجهی جامعه به نیازها و چالشهای سالمندان است. ترکیب این دو واژه برای نشان دادن چالشهای پنهان سالمندان بهکار رفته است. بحث و نتیجه گیری: خشونت علیه سالمندان یک معضل اجتماعی پیچیده است. به نظر میرسد بخشی از پیچیدگی این مسأله، ناشی از نادیدهانگاری نیازها و حقوق این قشر آسیبپذیر است. با این اوصاف، توجه بیشتر جامعه از جمله اقدامات مؤثر برای پیشگیری از خشونت علیه سالمندان است. سالمندی جمعیت اجتنابناپذیر است و نادیده گرفتن صدای آسیبدیدگان منجر به فراموشی جمعی و تضییع حقوق سالمندان میشود. این مهم نیاز به بازنگری در رویکردهای اجتماعی در قبال سالمندان را منعکس میکند.