اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت سالخوردگی جمعیت بر پایداری مالی صندوق‌های بازنشستگی تأمین اجتماعی: مطالعه موردی استان خوزستان

نویسندگان
doi
10.22034/jscc.2026.23291.1273
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به چشم‌انداز سالخوردگی جمعیت در استان خوزستان، و به موازات آن رشد تعداد بازنشستگان و کاهش تعداد بیمه‌پردازان، چالش‌های مالی جدی فراروی صندوق‌های بازنشستگی تأمین اجتماعی وجود دارد. مقاله حاضر در صدد است اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت سالمندی جمعیت را بر پایداری مالی صندوق‌های بازنشستگی در این استان مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش، تحلیل نقش متغیرهای جمعیتی و اقتصادی بر وضعیت منابع مالی این صندوق‌ها و ارائه شواهد تجربی برای سیاست‌گذاری در این حوزه است. روش و داده ‌ ها : در این پژوهش از مدل اقتصادسنجی الگوی خودبازگشتی با وقفه‌های توضیحی (ARDL) برای بررسی روابط میان متغیرها استفاده شده است. داده‌های مورد استفاده شامل نرخ اشتغال، سهم جمعیت سالمند و میانگین سنی جمعیت استان خوزستان طی سال‌های 1389-1399 بوده که از منابع آماری رسمی گردآوری شده‌اند. یافته ‌ ها: نتایج نشان داد که افزایش سهم سالمندان و کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان تأثیر منفی و معناداری بر پایداری مالی صندوق‌ها داشته‌اند. میانگین سنی نیز تأثیر منفی معناداری نشان داد که حاکی از سالخوردگی نیروی‌کار است. ضریب تصحیح خطای منفی و معنادار نیز نشان‌دهنده وجود رابطه تعادلی بلندمدت و سرعت بازگشت مطلوب به تعادل است. بحث و نتیجه ‌ گیری: مقابله با آثار سالخوردگی نیازمند سیاست‌گذاری منسجم در حوزه‌های سلامت، اشتغال، آموزش و رفاه است. تنها در چارچوب همکاری چندبخشی می‌توان به ایجاد نظام بازنشستگی پایدار و مقاوم دست یافت. پیام اصلی: تغییرات ساختار سنی جمعیت، کاهش نرخ اشتغال به‌ویژه در میان جوانان و روند فزاینده سالمندی در استان خوزستان پایداری مالی صندوق‌های بازنشستگی را تهدید کرده به‌طوری‌که توان معیشتی بازنشستگان کاهش یافته و فشار اقتصادی بر خانوارها افزایش خواهد یافت. این شرایط لزوم تدوین سیاست‌های جامع را گوشزد می‌کند.