نحوه مواجهه مددکاراناجتماعی با مسائل ناشی از کار حرفهای
نویسندگان
doi
10.22034/jscc.2023.20075.1077چکیده
زمینه و هدف: فعالیت مددکاراناجتماعی با توجه به گستردگی جامعه هدف و پیچیدگیهایی که دارد— بهعنوان یکی از مهمترین حرفههای یاریرسان در مسیر تغییر و بهبود کیفیت زندگی گروه هدف— همواره با موقعیتهای تنشزا روبهرو بوده است. در این شرایط، مددکاران اجتماعی برای مقابله با این چالشها، اقداماتی انجام میدهند که شناسایی آنها اهمیت دارد. لذا هدف پژوهش حاضر، مطالعه نحوه مواجهه مددکاراناجتماعی با مسائل ناشی از انجام کار مددکاریاجتماعی است. روش و داده ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد انجام شد. به همین منظور، با روش نمونهگیری نظری و هدفمند 20 نفر از مددکاران اجتماعی شاغل در سه موسسه شامل سازمان بهزیستی، کمیته امداد و بیمارستان در شهر همدان انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. سپس دادههای به دست آمده به شیوه کدگذاری نظری در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از تحلیل دادهها شش مقوله اصلی شامل بحران شایستگی، موانع بین فردی مداخله مؤثر، موانع سازمانی، چالشهای رفتاری مددجویان، راهبردهای کنش و فرسایش روانی و حرفهای استخراج شد. در نهایت مقوله نهایی کنش انفعالی/غیرحرفهای بهعنوان پاسخ و واکنشی از سوی مددکاراناجتماعی به مسائل مرتبط با انجام کار مددکاریاجتماعی به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: به نظر میرسد مددکاران اجتماعی بایستی در مواجهه با مسائل ناشی از کار، حرفهایتر برخورد کرده و از پیامدهای منفی فرسایش روانی و حرفهای اجتناب نمایند. نتایج این مطالعه میتواند در راستای فراهم ساختن بستری جهت پیشگیری از آسیبهای ناشی از کار برای حرفههای یاورانه و مسئولین، کاربردی باشد. پیام اصلی: فرسایش روانی و حرفهای یک مسئله جدی در حرفههای یاورانه بهویژه مددکاری اجتماعی است که بایستی مورد توجه نظام شغلی قرار گرفته و در جهت تغییر و تحول در ردهها و جابجاییهای شغلی در محیطهای کاری اقدام لازم از سوی کاربران و مدیران انجام شود.