مصالح مرسله در آینه تقریب
نویسندگان
doi
چکیده
مصلحت در چند حوزه اسلامی بحث میشود: مصلحت به عنوان ملاک و معیار اوامر و نواهی شرع، مصلحت به عنوان یکی از منابع استنباط، مصلحت به عنوان عنصری در فقه سیاسی و اندیشه حکومت اسلامی و برخلاف مسیحیت و به تبع آن، در ساحت اندیشه غرب که مصلحت به عنوان عنصری در حکمرانی و نظام سیاسی بیشتر مورد توجه قرار گرفت، در اندیشه اسلامی از مصلحت بیشتر به عنوان یکی از منابع استنباط شریعت بحث میگردد. بنابراین آنچه بیشتر در جدل فقهی میان شیعه و سنی در باب مصلحت وجود دارد، مصلحتی است که به عنوان منبع استنباط میباشد، که فقه شیعی به طور سنتی از آن دوری میجوید و فقه اهلسنت آن را به عنوان یکی از منابع استنباط فقهی تحت عنوان مصالح مرسله معرفی میکند. به نظر اصولیان شیعه، اگر مصالح مرسله بخواهند حجّیت داشته باشند، باید یکی از این سه حالت وجود داشته باشد: باید به باب ظواهر - مثل قیاس اولویت و یا منصوصالعلة - برگردند، باید از ملازمات قطعى عقلى باشند یا اینکه مصالح مرسله را به دلیل سنت برگردانیم. دانشمندان اهلسنت دو تعریف از مصالح مرسله بیان کردهاند، که بنا به هر تعریفى، موضع و دیدگاه فقه امامیه در برابر آن فرق مىکند. اگر تعریف افرادى مانند ابنبرهان در نظر گرفته شود، در این صورت، مخالفت فقهاى امامیه با مصالح مرسله و اشکالهاى وارده، موجّه جلوه مىکند، ولى اگر به تعریف علماى بزرگ آنها به ویژه متأخران همچون شاطبى دقت شود، در این صورت، وضعیت دگرگون مىشود، چون در این باره هیچ اختلافى میان مذاهب وجود ندارد، بلکه همگى معتقدند، مصالحى که موافق و هماهنگ با اصول کلى اسلام هستند، معتبر و در غیر این صورت، نامعتبرند.