مقایسة اجتماعی، طلاق عاطفی و نقش رسانهها در میان زنان متأهّل شهر شیراز و دلالتهای آن بر دوام خانواده
نویسندگان
doi
10.22034/jscc.2022.2842چکیده
زمینه و هدف: طلاق عاطفی در زندگی زناشویی میتواند موجب اختلال در تداوم روابط بین زوجین و نهایتاً بروز طلاق قانونی گردد. خانوادههایی که دچار این پدیده میشوند بسیاری از کارکردهای خود را از جمله فرایند جامعهپذیری کودکان که لازمه تداوم و توسعه یک جامعه سالم است از دست میدهند. این پدیده با عوامل مختلفی در ارتباط است. مطالعه حاضر رابطة مقایسة اجتماعی و طلاق عاطفی را با توجّه به رسانههای جمعی مورد بررسی قرار داده است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از دیدگاه کالینز و خودآگاهی عینی بوده است. روش و داده ها : این مقاله به روش پیمایش انجام شده و نمونه مورد مطالعه 800 زن متأهّل در 11 منطقه شهر شیراز بودند که با شیوة نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای سنجش طلاق عاطفی، از طیف گاتمن استفاده شد. یافته ها: با توجه به نتایج، بیش از 39 درصد پاسخگویان دارای طلاق عاطفی متوسط و بالا بودهاند. یافتههای مدل رگرسیون چند متغیره نشان داد که به ترتیب متغیرهای میزان حضور شوهر در خانواده، مقایسة شوهر با دیگران، مقایسة پاسخگو با دیگران توسط شوهر و میزان تحصیلات شوهر توانستهاند نزدیک به 33 درصد تغییرات طلاق عاطفی را تبیین کنند. بحث و نتیجه گیری: یکی از عوامل تأثیرگذار بر طلاق عاطفی، مقایسههایی است که زوجین انجام میدهند. رسانههای جمعی، اعم از تلویزیون، ماهواره و شبکههای اجتماعی از عوامل تأثیرگذار بر رابطه مقایسة اجتماعی و طلاق عاطفی هستند. پیام اصلی: طلاق عاطفی یکی از آسیبهای جدّی خانوادهها و به تبع آن جامعه است. این پدیده اگر به خوبی کنترل و کاهش پیدا نکند، میتواند داوم خانواده را تحت تأثیر قرار داده و تبعات جدّی برای اعضای آن به همراه داشته باشد.