اصل برابری آموزشی و آزمون تعهدات عملی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحقق آن
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران (نویسنده مسئول)؛
2 دکترای حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه کاشان؛
doi
10.22034/mr.2022.5230.5002چکیده
برابری آموزشی، یکی از حقوق اساسی است. با توجه به قرارگیری این حق در زمره نسل دوم حقوق بشر براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دولتها به انجام اقدامهایی بهمنظور تحقق و حمایت از این حق و اصول آن ملزم هستند. تعهدات دولتها در این زمینه، گونههای متفاوتی از اقدامها، اعم از مثبت و افعال حمایتی همچون قانونگذاری یا اقدامهای منفی و عدم مداخله را میطلبد؛ اما با توجه به ذات مثبت این حق، دولتها اغلب به انجام افعالی برای حمایت حداکثری از این حق ملزم هستند. هدف از این پژوهش که بهصورت میانرشتهای است، بررسی اصل برابری آموزش در اسناد بینالمللی و مقررات داخلی ایران و تعهدات نظام جمهوری اسلامی در راستای تحقق آن است که مستلزم بررسی مفهوم برابری و تفاوتهای آن با عدالت و تبیین وظایف دولت برمبنای عدالت رویهای، پیشینهای و قانونگذاری در اجرای این وظایف است. این پژوهش اسنادی بوده و در جمعآوری دادهها به منابعی چون کتب، مقالات، مقررات داخلی و اسناد بینالمللی مراجعه شد. روش این پژوهش استدلالی و تحلیلی ـ توصیفی بوده و جنبه کاربردی دارد؛ به همین منظور، تعهدات دولت، براساس خوانشهای مختلف از مفهوم برابری بررسی و هریک از این دیدگاهها در مقایسه با اسناد بینالمللی و قوانین داخلی تبیین شده و سپس پیشنهادهایی برای تحقق هرچه بیشتر برابری در آموزش ارائه شد. براساس ادعاها اصل برابری آموزشی در قوانین ایران، در مواردی چند همچون جنسیتی، قومی و زبانی، دینی، سیاسی و موقعیتی نادیده انگاشته شده و همین امر به نابرابری آموزشی منجر شده است. لذا بایسته است که با تصویب قوانین کارا، مجازات ناقضان و لغو قوانین نابرابر، تعهدات دولت در قبال این اصل عملی شود.