طراحی الگوی رهبری شرکتهای دانشبنیان
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانش آموخته دکتری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/smsj.2023.378931.1767چکیده
هدف پژوهش طراحی الگوی رهبری شرکتهای دانشبنیان اصفهان و با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی و استفاده از طرح نظریه دادهبنیاد در بخش کیفی است. بهاین منظور ضمن انجام مصاحبه باز با 17 نفر از مدیران ارشد شرکتهای دانشبنیان و خبرگان دانشگاهی، مجموعهای از مضامین اولیه طی فرآیند کدگذاری گردآوری و از دل آنها مقولههایی استخراج گردید. سپس پیوند میان این مقولهها ذیل پارادایم کدگذاری تشریح و نظریه خلق شد. در بخش کمّی پژوهش بر اساس نتایج بخش کیفی پرسشنامهای تدوین و 220 نفر از مدیران و کارکنان شرکتهای دانش بنیان آن را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از نرم افزار ایموس و روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. بدین ترتیب یافتهها حاکی از آن است که افزایش حرفهایگرایی، ماهیت دانشی شرکت دانشبنیان، حفظ بقا و تداوم، تقویت مزیت رقابتی و پویایی محیطی و قابلیت شرکت در انطباق با تغییرات محیطی عوامل علّی، هدایت یادگیری، نقش الگویی رهبر، ایجاد فضای دانشی و حمایت رهبری دانشمدار از یادگیری مؤلفههای پدیدۀ محوری، بستر فناورانه و زیرساختها، بستر اشتراک دانشی و کارکنان دانشی، بستر فرهنگی، بستر اقتصادی، بستر ساختاری و کنترلی و بستر تعاملی و ارتباطی عوامل زمینهای، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل حقوقی و قانونی، دولت و نهادهای وابسته عوامل مداخلهگر، راهبردهای انگیزشمحور، جذب و نگهداشت نیروی انسانی شایسته، بهبود جوّ مشارکت، استفاده از ظرفیتهای بالقوه برونسازمانی، دانشآفرینی و دانشاندوزی، راهبردهای زیرساختمحور، تأمین مالی و راهبردهای آموزشمحور و فرهنگساز راهبردها و بهبود عملکرد و مزیت رقابتی، رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری، ماندگاری کارکنان دانشی و ثبات شرکت، تعلق سازمانی و درگیری ذهنی عاطفی کارکنان، بهبود و توسعه مهارتهای کارکنان دانشی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی پیامدهای الگوی رهبری دانشمدار بودند. سرانجام یافتههای بخش کمّی نشان داد که الگو از برازش قابل قبول برخوردار بوده و تمامی روابط بین عوامل در این الگو مورد تأیید قرار گرفت.