تأثیر تفکر استراتژیک مدیران بر انعطاف پذیری استراتژیک شرکت با گرایش کارآفرینانه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 استادیار، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22034/smsj.2023.173204چکیده
مدیران سازمانها، مؤسسات و شرکتهایی که بخواهند رشد و توسعه و بالندگی داشته باشند، باید حداقل مهارتهای تفکر استراتژیک را یاد گرفته و آن را به کار ببندند. هدف پژوهش، بررسی تأثیر تفکر استراتژیک مدیران با گرایش کارآفرینانه بر انعطافپذیری استراتژی شرکتهای کوچک و متوسط است. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ جمعآوری دادهها، توصیفی از نوع پیمایشی است که با روش مقطعی انجام شده است. جامعۀ آماری را کلیه مدیران و مسئولان شرکتهای کوچک و متوسط شهرک صنعتی استان سمنان تشکیل میدهند. از آنجا که تعداد کارکنان واحدهای تولیدیِ استقرار یافته در این استان بالغ بر 1609 نفر است؛ بدین ترتیب با توجه به محدود بودن نمونۀ آماری مطابق قاعدۀ مورگان 310 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونهگیری تصادفی ساده است. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه استاندارد تفکر استراتژیک لیدکا (1989) برای سنجش تفکر استراتژیک، پرسشنامه هاگس و مورگان (2007) برای سنجش گرایش کارآفرینانه و برای انعطافپذیری استراتژیک از پرسشنامه دی تونی و تونچیا (2005) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها در این پژوهش از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Smart Pls انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که تفکر استراتژیک مدیران بر انعطافپذیری استراتژیک و گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. گرایش کارآفرینانه بر انعطافپذیری استراتژیک تأثیر معناداری دارد. سرانجام گرایش کارآفرینانه رابطۀ بین تفکر استراتژیک و انعطافپذیری استراتژیک را میانجیگری میکند.