تأثیر هوش استراتژیک بر مزیت رقابتی با کارآفرینی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
2 استادیار، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
doi
10.22034/smsj.2023.169399چکیده
تحولات بازارهای کسبوکار کنونی سبب پیدایش تغییرات در فلسفه حیات سازمانها شده، ازاینرو سازمانها ملزم به گذر از قواعد سنتی کسبوکار، بهکارگیری و تسلط بر قواعد و فناوریهای نوین و نیز گسترش قابلیتهای درونی سازمان با هدف کسب مزیت رقابتی هستند. لازمة این امر پیشرو بودن، ریسک پذیری، نوآوری و در کل کارآفرینی است. بنابراین شناسایی عوامل موثر در راستای فراهم نمودن بستری جهت توسعه کارآفرینی سازمانی ضرورت دارد. یکی از ابزارهای تأثیرگذار در این زمینه هوش استراتژیک است که از همافزایی هوش تجاری، هوش رقابتی و مدیریت دانش در سازمان بوجود میآید. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مؤلفههای هوش استراتژیک بر کسب مزیت رقابتی با درنظر داشتن متغیر میانجی کارآفرینی میپردازد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری را 160 نفر از مدیران سطوح مختلف شرکت توزیع نیروی برق تهران تشکیل میدهند که با استفاده از جدول نمونهگیری مورگان، حجم نمونه 113 نفری در نظر گرفته شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد هوش تجاری (پروویچ 2012)، هوش رقابتی (کالف 2001)، مدیریت دانش (نوناکا و تاکوچی 1995)، کارآفرینی سازمانی (مارگریت هیل 2011) و مزیت رقابتی (حسینی 1390) بود و دادهها از طریق روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بطورکلی هوش استراتژیک با درنظر داشتن نقش میانجی کارآفرینی بر کسب مزیت رقابتی در شرکت توزیع نیروی برق تهران تأثیر مثبت دارد. از میان مؤلفههای هوش استراتژیک تنها هوش تجاری رابطه مثبت و معناداری با کارآفرینی سازمانی و کسب مزیت رقابتی با درنظر داشتن نقش میانجی کارآفرینی ندارد.