مدیریت بهینه درآمد در زنجیرهتامین گاز طبیعی بر مبنای پارادایمهای پایداری و تابآوری
نویسندگان
doi
10.22105/dmor.2026.560518.2042چکیده
هدف: این پژوهش با هدف پاسخگویی به نیاز روزافزون برای همزیستی ابعاد اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی در مدیریت زنجیرهتامین گاز طبیعی، بهویژه در کشورهایی با نظام قیمتگذاری انحصاری مانند ایران، انجام شده است. در این راستا، یک مدل ریاضی بهینهسازی چندهدفه برای ارزیابی مدیریت درآمد و تصمیمات قیمتگذاری در زنجیرهتامین گاز طبیعی تحت سه ساختار متمرکز، نیمهمتمرکز و غیرمتمرکز ارایه شده است . روششناسی پژوهش: مدل یکپارچه پیشنهادی بهطور همزمان چهار شاخص هزینه کل، آلودگی زیستمحیطی، ایجاد اشتغال و سود را در نظر میگیرد و با استفاده از الگوریتم ژنتیک مرتبسازی نامغلوب نسخه دوم (NSGA-II) حل شده است. همچنین، تحلیل کمی مطالعه موردی بر پایه یک سناریوی واقعی از منطقه شمالی ایران انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان میدهد که ساختار متمرکز بسته با دستیابی به کمترین هزینه کل 59/9 میلیارد دلار و بیشترین سود 53/6 میلیون دلار از نظر اقتصادی بهترین عملکرد را دارد، اما در مقابل، بالاترین میزان آلودگی زیستمحیطی و کمترین سطح اشتغال را نیز به همراه دارد. در مقابل، ساختار غیرمتمرکز کمترین میزان آلودگی 06/5863 کیلوگرم و بیشترین میزان اشتغال 69/3305 فرصت شغلی را فراهم میکند، هرچند سود کمتری ایجاد میکند. همچنین، ساختار نیمهمتمرکز ضعیفترین عملکرد را در میان سه ساختار داشته و با بیشترین هزینه و عدم ایجاد اشتغال همراه است . اصالت/ارزشافزوده علمی: یافتههای پژوهش وجود یک موازنه (Trade-off) آشکار میان اهداف اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی را نشان میدهد. ازاینرو، انتخاب ساختار مناسب زنجیرهتامین باید با سیاستهای ملی انرژی و اهداف توسعه پایدار همسو باشد تا تعادل مناسبی میان سودآوری، حفاظت از محیطزیست و مسئولیتپذیری اجتماعی برقرار شود