ارایهچارچوبی برای پیاده‌سازی مدیریت لجستیک هوشمند با رویکرد شهر هوشمند پایدار با بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور: مطالعه موردی جزیره کیش

نویسندگان
doi
10.22105/dmor.2026.574938.2078
چکیده

هدف: هدف این پژوهش، توسعه و اعتبارسنجی چارچوب یکپارچه تصمیم‌گیری برای توسعه لجستیک هوشمند در اقتصادهای جزیره‌ای با تمرکز ویژه بر جزیره کیش به‌عنوان یک منطقه آزاد تجاری در خلیج فارس است. این مطالعه در پی شناسایی، ارزیابی و اولویت‌بندی مهم‌ترین عوامل فناورانه، زیرساختی و مرتبط با پایداری است که در شرایط عدم‌قطعیت، زمینه‌ساز استقرار سیستم‌های لجستیکی هوشمند، تاب‌آور و کارآمد می‌شوند . روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد پژوهش آمیخته بهره می‌گیرد. ابتدا با استفاده از مرور نظام‌مند ادبیات (SLR) ، عوامل مؤثر بر توسعه لجستیک هوشمند در شش بعد فناورانه، زیرساختی، زیست‌محیطی، سازمانی، اجتماعی-اقتصادی و تاب‌آوری شناسایی شدند. سپس، به‌منظور غربالگری و اعتبارسنجی معیارها، از روش دلفی فازی کروی (SFD) و نظرات خبرگان استفاده شد. در ادامه، روابط علی میان معیارهای منتخب با روش DEMATEL فازی کروی (SF-DEMATEL) تحلیل و اهمیت نسبی آن‌ها با بهره‌گیری از فرایند تحلیل شبکه‌ای فازی کروی (SF-ANP) تعیین شد. یافته ‎ ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در بستر اقتصادهای جزیره‌ای، تنها تعداد محدودی از عوامل به‌عنوان پیشران‌های کلیدی توسعه لجستیک هوشمند شناخته می‌شوند. یکپارچگی زیرساخت‌ها، لجستیک مبتنی بر اینترنت اشیا، سیستم‌های حمل‌ونقل هوشمند و سیاست‌های حمایتی دولت، مهم‌ترین عوامل علی مؤثر بر توسعه لجستیک هوشمند شناسایی شدند. نتایج تحلیل SF-DEMATEL نشان داد که این عوامل تاثیر قابل‌توجهی بر پیامدهایی نظیر کیفیت خدمات، رضایت مشتری و عملکرد زیست‌محیطی دارند. همچنین، نتایج روش SF-ANP بیانگر آن است که آمادگی زیرساختی و آمادگی فناورانه در مجموع بیش از % ۶۰ از وزن نهایی معیارها را به خود اختصاص داده‌اند که بیانگر نقش محوری آن‌ها در تحول سیستم‌های لجستیکی است. اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با یکپارچه‌سازی روش‌های SFD ، SF-DEMATEL و SF-ANP در قالب یک چارچوب تصمیم‌گیری جامع، کاربرد رویکردهای تصمیم‌گیری فازی کروی را در ارزیابی لجستیک هوشمند توسعه می‌دهد. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتا بر شهرهای بزرگ تمرکز داشته‌اند، چارچوب پیشنهادی ویژگی‌های خاص اقتصادهای جزیره‌ای، از جمله انزوای جغرافیایی، محدودیت‌های زیرساختی و نوسانات تقاضای ناشی از گردشگری را مدنظر قرار می‌دهد و نقشه راهی عملی برای سیاست‌گذاران و مدیران لجستیک در مناطق جزیره‌ای و اقتصادهای درحال‌توسعه ارایه می‌کند.