طراحی مدلهای بهینهسازی چنددورهای انتخاب سبد سرمایهگذاری در محیط فازی شهودی با رویکردهای خوشبینانه و بدبینانه
نویسندگان
doi
10.22105/dmor.2026.572481.2069چکیده
هدف: با توجه به وجود عدم قطعیت و نوسانات شدید در بازارهای مالی، ارایه چارچوبی کارآمد برای بهینهسازی سبد سهام از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش، ارایه یک مدل بهینهسازی سبد سهام چنددورهای در محیط فازی شهودی بهمنظور حداکثرسازی عایدی نهایی و حداقلسازی ریسک تجمعی، متناسب با نگرشهای مختلف سرمایهگذاران است. روششناسی پژوهش: در این تحقیق، یک مدل بهینهسازی سبد سهام چنددورهای فازی شهودی با در نظر گرفتن محدودیتهای واقعی ازجمله استفاده کامل از سرمایه، عدم فروش استقراضی، هزینههای ثابت معاملاتی، محدودیت بازده مطلوب، محدودیت تعداد داراییها و حدود حداقلی و حداکثری سرمایهگذاری ارایه شده است. درجات عضویت و عدم عضویت اهداف با استفاده از مقادیر حدی مدلسازی شده و درجه تردید نیز در فرایند تصمیمگیری لحاظ گردیده است. با استفاده از پارامترهای و مدل به دو رویکرد خوشبینانه و بدبینانه تقسیمشده و برای حل آن از روش ماکسی–مین زیمرمن استفاده شده است. یافته ها: مدل پیشنهادی بر روی دادههای بازده یکساله تعدادی از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران اجرا شد. نتایج نشان میدهد که مدل ارایهشده قادر است داراییهایی با بازده بالاتر و ریسک کنترلشدهتر را بهصورت پایدار در سبد سرمایهگذاری انتخاب نماید. همچنین، ازنظر محاسباتی، مدل نسبت به بسیاری از روشهای پیشین سادهتر و سریعتر قابلحل است. اصالت/ارزشافزوده علمی: نوآوری اصلی این پژوهش، بهکارگیری رویکرد فازی شهودی در بهینهسازی سبد سهام چنددورهای و لحاظ همزمان درجات عضویت، عدم عضویت و تردید در تصمیمگیری است. امکان تنظیم پارامترهای تردید، انعطافپذیری بالایی به مدل بخشیده و قابلیت شخصیسازی راهکارهای سرمایهگذاری متناسب با نگرش و درجه ریسکپذیری سرمایهگذاران را فراهم میکند.